دانلود رمان بدبیاری داریم تا بدبیاری pdf از مبینا نورافکن برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
این رمان دربارهی زندگی دختر تنها و فراری که خیلی غد و یک دنده است، و در این بین با سرگرد کَل میندازه که باعث میشه….!
از عصبانیت دندون هام رو روی هم ساییدم و انگشت هام رو مشت کردم. با شنیدن حرفهاش کلم داغ کرده بود و احساس می کردم که دود ازش بلند شده. خون تو مغزم مثل آب تو کتری به غلغل افتاده بود. برای لحظه ای تصمیم گرفتم که داد بزنم، فقط برای اینکه غرورم رو حفظ کنم. اما صدای مرتعشم بود که آهسته بین حنجره ام راه گرفت و بین لب هام جاری شد:
– هر چیزی لیاقت می خواد؛ حتی نفرت. برای اینکه ازت متنفر بشم بی لیاقت تر از اونی هستی که به نظر می رسی؛ یه موجود رقت انگیز که به هر دختر جوونی میرسه آب دهنش سرریز میشه. حیف که خجالت حالیت نیست پیری، وگرنه به غیرت و مردیت فحش می دادم.
کیفم رو روی دوشم مرتب کردم و بدون اینکه مهلت جواب بهش بدم از خونه اش زدم بیرون. چطور مردهایی هستن تا این اندازه وقیح و بی شرم؟ با وجود اینکه ممکنه خودشون خواهر و یا دختری هم سن و سال من داشته باشند، اما مثل گرگ فقط به دریدن تن دخترهای جوون و زیبا فکر می کنند. من راضیم همین طور زندگی کنم ولی هیچ وقت تن فروشی نکنم. این زندگی اون چیزی نیست که بشه براش جنگید و یه روز هم خیلی بد تموم میشه.