دانلود رمان عشق و ترس pdf از ترمه برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
داستان درمورد دختری به اسم آسمانه که برای ادامه تحصیل به تهران میاد وبه دلیل یک فوضولی کوچولو بااتفاقات ترسناک و گاه هیجان انگیزی روبه رومیشه….داستان این رمان دو جلدی است و ادامه آن را می توانید در رمان نسیان بخوانید.
– وای وای خدایاشکرت عاشقتم خدااااا
_چته کله سحری دادوھوار میکنی الان ھمسایه ھا باخودشون فکرمیکنن ماتوی این خونه خر نگه میداریم……..البته حقم دارن تو بااون صدات بی شباھت به خر نیستی…
من: ارشاویررررررررمیکشمت به من میگی خر؟
تندی ازپشت کامپیوتربلند شدم و به طرف ارشاویر دویدم… اونم موندن و جایز ندوست و پا گذاشت به فرار و ازروی نرده ھاسرخورد و رفت پایین.
منم که نباید از این کرگدن کم بیارم ازروی نرده ھا سرخورم که مصادف شد با کله پاشدنم وبلند شدن خنده برادارن گلم….
-: اخ بگم خدا چیکارت کنه که کمرم و نصف کردی… الھی درد دو ساعته نه.. دوساعت کمه، درد۲۴ساعته نه. ۲۴ساعت زیاده …اصلا یه دردی بگیری که دل من خنک شه.
ارشا از نرده ھا سرخورد و اومد پایین و خیلی قشنگ و شیک ازروی من که پایین پله ھا پھن زمین بودم رد شد…. و روبه مامان گفت: مامان نگفته بودی خدمتکار جدید گرفتی…منو میگفت بیشعور.
تاخواستم بلندشم و برم یک گوشمالی حسابی بھش بدم، آخم رفت ھوا. مثل اینکه کمرمبارکم لطف کرده و گرفته. ای بخشکی شانس…دوباره سعی کردم بلندشم که صدای جیغم رفت ھوا….
-آییییی مامان
مامان: چته تو؟چرا اینقدر جیغ جیغ میکنی؟
-مامان شمام جای من بودین جیغ جیغ میکردین.
مامان: بازچه مرگت زده؟
-دست شما درد نکنه…
مامان: خواھش.