دانلود رمان نسیان (جلد دوم عشق و ترس) pdf از ترمه برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
نه خوابم و نه بیدار…ماندهام بین خواب و بیداری…!! نمیدانم چه هنگام این خواب لعنتی تمام می شود و بیدار میشوم از این کابوس تکراری. از کابوسی که شده جزئی از تقدیر و سرنوشتم. به راستی چه هنگام پایان میابد این تقدیر شوم؟ تقدیری که به مانند سیاهی شب و تلخی زهر است….
به اتاقم رفتم. خودم و روی تخت پرت کردم. حرفای آرمان ذهنم و مشغول کرده بود. با اینکه اصلا برام خوشایند ولی حق با آرمانه. باید به زندگی طبیعیم برگردم درسته عاشق آسمان بودم… اصلا واقعا عاشقش بودم؟… یعنی اسم حسم عشق بود؟؟… بود؟؟… بود که مال گذشتست چرا ازش استفاده کردم شاید بشه اسم حسی که داشتم و بشه گذاشت دوست داشتن آره عشق نبود دوست داشتن بود..ولی… ولی چجوری بعد از این همه مدت هنوز به یادشم… چجوری
فراموشش نکردم… چجوری حس میکنم بعد از این همه مدت هنوز یک حسی بهش دارم پس باید اسم حسم و بذارم عشق.. نه… نه اگه عشقه پس چراالان میخوام فراموشش کنم… واقعا میخوام فراموشش کنم؟؟… آرمان بگم خدا چیکارت نکنه که ذهنم و به هم ریختی. عشق یا دوست داشتن.. فرقی نداره… باید تصمیم بگیرم. باید انتخاب کنم… زندگی عادی یا زندگی با یاد کسی که دیگه نیست… ساختن یک زندگی جدید یا غوطه ور بودن در توهم و خیال غلتی زدم و به پهلو
خوابیدم. در ظاهر انتحاب خیلی راحته ولی برای من خیلی سخته.. باید فراموش کنم چه الان چه چند سال دیگه بلاخره باید فراموش کنم. بلاخره باید برگردم به زندگی عادی.. لااقل به خاطر پدر و مادرم. یعنی بخاطر حرفای آرمان اینقدر سرد شدم.. چرا اینطوری شدم؟؟ یعنی واقعا حرفای آرمان همچین تأثیری روم گذاشته؟… یا.. یا تمام این ها حرف دل خودمه؟؟ حرفی که از به زبون آوردنش میترسم. چقدر سخت انتخاب شاید اگر خودمو از این محیط دور کنم راحت تر بتونم …