دانلود رمان گریزلی محبوب من pdf از سارا فروغی زاده برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
ماجرای بهار دختر دانشجوییه که برادرش بهادر بدلیل ارتکاب قتل متواری شده و خانواده مقتول او را به عنوان خونبس به عقد برادر مقتول در میارن تا برادرش خودشو معرفی کنه. و برادر مقتول کسی نیست جز جهان ایلچی استاد زبان فرانسه بهار …
هوای نیمه بهاری اسفند ماه چهره جدیدی به شهر تهران بخشیده بود شیرین از ماگیروس پیاده شد و برای دوستانش دستی تکان داد. به آرامی از کوچه گذر کرد و به سمت خانه شان رفت، با رسیدن به جلوی در کلیدش را از جیبش بیرون کشید. دست دراز کرد تا در را باز کند، ولی با دیدن عماد که از انتهای کوچه برمیگشت دستش میان راه معلق ماند. عماد با دیدن شیرین پا تند کرد، شیرین به ضربان بی امان قلبش گوش کرد. دستش را داخل جیبش فرو برد و نگاهش را به
عماد دوخت. عماد به او رسید، با صدای آرامی سلام کرد و جواب سلامش را شنید صدای عماد نجوا بود یا حتی یک ترانه عاشقانه که عجیب دوستش داشت. این روزها به شدت درگیر بود بعد از هر کلاس به سراغ خانم گروس میرفت و کاستی که آقای جهاندار به او داده بود را تمرین میکردند با اینکه نمیدانست بعد از ضبط شدن صدایش و پخش آن چه بلایی سرش می آید اما پا پس نمیکشید. عماد به آرامی از کنارش رد شد، شیرین نفس حبس شده را بیرون داد و وارد
خانه شد. با دیدن سجاد که مشغول تکاندن قالی های اتاق پذیرایی بود اخمی در هم کشید، فکرش را نمیکرد مادرش خانه تکانی را به این سرعت شروع کند. سجاد نگاهش را به شیرین دوخت و گفت: چه عجب برگشتین! شیرین جوابش را نداد به آرامی از پله ها بالا رفت و گفت: مادر اسفند نشده خونه تکونی میکنه؟ رعنا که مشغول پاک کردن شیشه های پنجره بود با پوزخندی گفت: خونه تکونی؟ این روزا کجا سیر میکنی؟ فردا شب خواستگاری ناهیده. شیرین مکث کرد …