دانلود رمان کارت قرمز pdf از مریم د_ی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
ماه گل، دختر نابینایی که دست سرنوشت او را مقابل بردیا که خواننده ای مشهور است قرار می دهد. بردیا عاشق ماهگلِ نابینا میشود؛ امّا قرار نیست سرنوشت به همان راحتی که آن ها را مقابلِ هم قرار داده، به همان راحتی هم آن ها را به هم برساند و به خواسته هایشان جواب مثبت دهد! باید دید و خواند چه اتفاقاتی در انتظار دخترک غم زده قصه ماست.
همین که بردیا از کلبه خارج میشود، دوباره بغض ماه گل می شکند و قطره های اشک، پشت سر هم و یکی پس دیگری از چشم هایش روان می شوند. تازه میفهمد چه کار کرد و چه اتفاقی افتاد بردیا رفت رفت و دیگر هیچ وقت هم بر نمی گردد؛ چون خود او این را خواست کاش… کاش آن گونه با او صحبت نمی کرد. کاش نمی گفت که از او خوشش نمی آید؛ اما اگر آن طور صحبت نمی کرد که بردیا نمی رفت. اصلاً او قرار هم نبود تا ابد پیشش بماند؛ پس الان چه مرگش است؟
خدایا چگونه؟ چگونه می تواند حرف هایی که در این چند دقیقه زد را فراموش کند؟! چگونه می تواند گرمای دست هایش را به فراموشی بسپارد؟ نه چه دارد میگوید؟ چرا نتواند فراموش کند؟ باید بتواند او که حسی به بردیا ندارد. پس چرا نتواند؟! احساس می کند وزنه ای به سنگینی تمام کوه های دنیا بر روی شانه هایش گذاشته اند. از اول عمرش و لحظه ای که به دنیا آمده، هیچ وقت خوشحالی و خنده از ته دل را به خودش ندیده است؛ اما هیچ وقت هم این همه
سختی را یکجا تحمل نکرده است. هضم این اتفاقات پیچیده که نه سر دارند و نه ته، برای ماه گل که دختری ساده است و در تمام عمرش بزرگ ترین دغدغه اش چشم های نداشته اش و نیش های نامادری اش بوده، سخت است. نمی داند از کجا شروع شد و چگونه شروع شد، اصلاً نمی داند دقیقاً چه چیزی شروع شد. چگونه آن قدر محکم شد که بعد از آن بلاهایی که بر سرش آوردند، باز هم زنده ماند و ادامه داد؟ تازه متوجهی حالش میشود ای وای بر او تازه میفهمد …