دانلود رمان دختر شیطون منم pdf از زهرا حیدری برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
رها دختری شیطونه که تک فرزنده، تو دانشگاه با روهام پسری مغرور روبه رو میشه و با اون لج میوفته. حالا باید دید که دست سرنوشت با این دو چیکار میکنه …
“از زبون رها” روهام رفتش بیرون وارد دست شویی شدم دست و صورتم رو آب زدم و اومدم بیرون. رو تخت نشستم و به آیندم فکر کردم حالا مامانم رفت اونم بی معرفتی کرد خیلی تنها شدم چیکار کنم؟ روهام میگه تنهام نمیزاره ولی اگه اونم مثل بقیه بره چی؟ با صدای روهام به خودم اومدم. روهام: باز رفتی که تو فکر بیا صبحانه بخور دستش سینی خامه و عسل و چای بود. من: روهام نمیخورم. روهام چی چی رو نمیخورم پوست استخون شدی بیا دهنت رو باز کن.
بزور رهام چند لقمه خوردم. بعد صبحانه دکتر اومد وضعیتم رو چک کرد بعد روبه روهام گفت. دکتر: پسرم خانومت از ماهم سالم تره مرخصه. روهام: مرسی دکتر. دکتر سری تکون داد و از اتاق بیرون رفت. روهام سرم رو بوسید و گفت. روهام: من میرم کارهای ترخیصت رو انجام بدم لباس هات رو بپوش. من: یلدا و فاطی کوشن؟ روهام: کارای مجلس رو انجام میدن خونه شما. روهام رفت بلند شدم لباس هام رو پوشیدم. ساعت طرفای یازده صبح بود. روهام اومد از
بیمارستان بیرون اومدیم سوار ماشین شدیم و روهام به بهشت زهرا روند. سر خاک نشستم مامانم رو می خوان خاک کنند. این چند روز انقدرگریه کردم دیگه نای گریه کردن ندارم. جسم کفن پوش مامان رو آوردند. رفتم بغلش کردم و شروع کردم باهاش حرف زدن. من: مامان چرا تو رفتی؟ چرا مثل بابا تنهام گذاشتی؟ مامان میدونم جات تو بهشته مراقب خودتون باشید. مامان من قوی هستم بهت قول میدم از خودم مراقبت کنم مامان خیلی دوست دارم. تموم شد …