دانلود رمان رویای دوباره داشتنت pdf از ماها بانو برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
سها و همسرش زندگی عاشقانه ای رو با هم شروع میکنن؛ اما زمانی که سها می خواد خبر بارداریش رو به همسرش بده، شوهرش رو با صمیمی ترین دوستش در حال رابطه میبینه. بعد از این اتفاق همسرش و دوست سها باهم ازدواج میکنن و بچه دار میشن و سها رو مجبور میکنن که بچه شون رو بزرگ کنه؛ ولی بعد از چهار سال ورق بر می گرده و… در حالی که یکی پشیمون و در صدد جبران و یکی پر از نفرت و در صدد انتقام …
(فلش بک) خیلی خوشحال بودم اون قدر که اگه همه دنیا رو بهم میدادن این همه خوشحال نبودم. این بهترین خبری بود که بین اون همه مشکلات اون همه بی وفایی و خیانت های کم و زیادش شنیده بودم. این که قرار بود مادر بشم و بچه ای رو توی بطنم رشد بدم. موجود کوچولویی که الان شاید اندازه یه لوبیا بود، من رو غرق شادی ای وصف ناپذیر کرد که حتی نمیتونم اندازه و حدودی رو براش تخمین بزنم. دستم
رو روی شکمم کشیدم، حس خوب مادر بودن رو داشتم حس می کردم. دلم میخواست از خوشحالی داد بزنم. سر راه اول رفتم شیرینی فروشی و کیک و شیرینی خریدم. بعد رفتم میوه فروشی و خرید کرد گل فروشی و سه شاخه گل رز خریدم، دوتا گل رز قرمز و یه سفید. سوار ماشین شدم. دل توی دلم نبود تا امیر علی زودتر سوپرایز کنم. دیشب شیفت بود و خونه نبود. امروز قرار بود زودتر بیاد ماشین رو توی
پارکینگ پارک کردم. خریدها رو از صندوق برداشتم و به طرف آسانسور رفتم و بعد از یک دقیقه در باز شد و داخل رفتم. دکمهی ۵ رو فشار دادم. بعد از ۳۰ ثانیه با صدای خانمی که طبقه ی پنجم رو اعلام کرد، از آسانسور بیرون اومدم. سعی کردم خریدها رو روی زمین بذارم تا با کلید در رو باز کنم. توی طبقه صدای فریاد به گوش می رسید که حدس زدن این که این صداها برای چی هست کار مشکلی نبود …