دانلود رمان پریان آب pdf از صحرا بانو برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
ایزابل دختری از درون لطیف و پر از شیطنت و از بیرون مغرور است. پروندهای از ثرموند شهر متروکهای که دوباره ساختنش آمد. پرونده دربارهی موجوداتی با دمی ماهی مانند و نیم تنه بالا و انسان مانندشان است که در دریاچه پرسه میزنند. ایزابل همراه با نیک پلیس سخت و قانونی به آن شهر میروند و ایزابل با حقیقتهایی رو به رو میشود که قضاوت در آنها سخت است.
صبح روز بعد زود بیدار شدم طبق خواسته لونا، به اتاق اون و لوئیس که یک تخ ت خالی داشت .رفتم بی سر و صدا از سر جام بلند شدم و به سرویسی که توی اتاق تخت بود رفتم. دکوراسیون داخل ساختمون برعکس بیرونش لوکس بود. اتاق ما سه تا تخت داشت که کناره های تخت چسبیده به دیوار و پشت به هم بودن بالای هر یک پنجره ی بزرگ بود بین تخت ها فقط یک پارچه حریر بود. یک کمد کشویی بزرگ هم بود که با باز کردنش کمد به سه قسمت تقسیم میشد و …
خلاصه باید بگم که واقعاً زیبا بود. وقتی کارهام رو انجام دادم از سرویس بیرون اومدم که دیدم لونا بیدار شده. -صبح به خیر بیدار شدی؟ لونا لب هاش رو کج کرد و با لحن بامزه ای گفت: نه خوابم، الان روحم پیش تو هست. نیشخندی زدم و گفتم: مسخره. _اسم داییت خسوسه. صدای خنده خواب آلود لوئیس اومد. لوئیس روی تختش نشست و با صدایی که در اثر خواب آلودگی دورگه شده بود گفت: بهتره بگی اسم پسر داییت خسوسه. خندهی کوتاهی کردم و بعد در حالی که
با انزجار نگاهشون میکردم غریدم: اه اه! این دیگه چه قیافه ایه بلند بشید آمازونی ها. موهای لوئیس شبیه تاج خروس شده بود و صورتش هم شبیه ماست. موهای قرمز لونا هم به سمت بالا سیخ سیخی شده بود و بینشون سوسک های آبی بود. آب از دهنش تا روی چونه اش میچکید و چشمهاش هم در اثر خواب آلودگی پف کرده بود. راستی من گفتم سوسک های آبی؟ با تعجب گفتم: لونا؟ _هوم؟ -یک چیزی بین موهات هست. با کنجکاوی گفت: چه چیزی؟ _یک نوع سوسک های آبی …