دانلود رمان آرتیست pdf از مریم عباسقلی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
آذردخت، دختر کوچک آقاابراهیمِ صافکار، در رشتهی تئاتر تحصیل میکنه. ماجرا از جایی شروع میشه که آذر و مِهدی به عقد هم درمیان. زندگی پر فراز و نشیبی در دوران عقد دارن. مشکلاتی که با وجود دو خونوادهی سنتی براشون به وجود میاد و… اما موضوع به اینجا ختم نمیشه. بازیگر مطرح و معروف سینما، به نام یونا جــم، تک پسر امیرخسرو جــم، کارگردان موفق، برای یک دوره اجرای افتخاری تئاتر به دانشکدهای که آذردخت مشغول تحصیل هست میره و…..
ببین عزیز من….مردها هرچقدر هم که ادعا کنند عاشقت هستند اینو بدون که میتونن بدون تو هم سر کنن…زندگی کنند…عاشقِ یکی دیگه بشوند و….اما هرگز نمیتونن حسی رو که با تــو تجربه کردن با کسی دیگه تجربه کنن… چون هر زنی یه حسِ خاص داره که زنِ دیگه نداره…. وقتی مردی آزارت میده…وقتی میره اصلا لازم نیست هیچ کاری انجام بدی…. نه دنبالش بـرو….نه تویِ خـودت دنبالِ عیب و ایراد بگـرد….
همیـن که دیگه حسی که با تو داشته رو تو آغوشِ زنِ دیگه ای پیدا نمیکنه و میره سراغِ بعــدی….ولی باز نمیـرسه به حسِ تــو….و هی بعـدی و بعــدی ها….و بالاخـره تو زندگیش به یه جــایی میرسه که حالِش از خـودش بهم میخوره…. از آغوشش که واسِ هزارتا زن باز شده ولی هیچکـدومشون تــو نشدن…. کافیــه…. همین کافیه براش عزیزدلم….
کافیه که روزی هزار بار بمیــره و زنده بشه…. این بهترین انتقامیِ که روزگار ازش میگیــره…. فقط به خــودت و آرامشِ آغوشت ایمـان داشته باش… اونی که رفته گورِ آرامشِ خــودشُ با دستاش کنـده…