دانلود رمان بی پناه pdf از شهین برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
داستان درباره ی دختری به نام گل پناه است که در پرورشگاه بزرگ شده است تا اینکه با محسن ازدواج می کند. کمبود محبت از بابت نداشتن خانواده باعث میشود خیلی زود دل به محسن ببندد. عشق میان شان پررنگ است ولی تا قبل از اینکه اتفاقاتی این بین می افتد و زندگی شان از هم می پاشد. چیزی از آن علاقه باقی نمی ماند جز دختری که در بیست سالگی با جنین یک ماهه اش مهر طلاق بر پیشانی اش میخورد تا اینکه …
آنقدر شوکه بودم که توجهی به حرف هایشان نشان ندادم. مادر محسن همچنان نفرینم میکرد و دخترانش سعی در آرام کردنش داشتند و سکوتم را به پای بی خیالی ام گذاشته بودند. غافل از اینکه از شنیدن کلمه زمین گیر خودم هم زمین گیر شده بودم … با استیصال از خانه خارج شدم در حالی که هنوز هم صدای آه و ناله و نفرین های مادر محسن به گوشم می رسید …
تنها یک راه برایم باقی ماند. به سوپر مارکت احمد آقا که دو کوچه با اینجا فاصله داشت؛ رفتم از او آدرس بیمارستان را پرسیدم و خیلی زود خودم را به آنجا رساندم….خانه در تاریکی محض فرو رفته بود. باران به شدت می بارید. اشک هایم لحظه ای بند نمی آمدند… احساس میکردم قلبم از شدت غم و اندوه در حال ترکیدن است…کمی که آرام میشدم… باز با یادآوری همه چیز صدای هق هق گریه هایم در فضای غم انگیز و مسکوت خانه می پیچید…
میلاد؛ دوست صمیمی محسن که او هم برق کار بود، میگفت محسن بعد از سقوط کنار یک لوله ی بتن ریزی که در همان ساختمان نیمه کاره بوده است می افتد لوله ی فلزی بتن ریزی با یکی از کابل های نسبتا فشار قوی برق در تماس بوده است و هر دو پاهایش دچار برق گرفتگی می شوند. در اثر شوک حاصل از این اتفاق قدرت تکلمش را از دست می دهد و دست راستش دچار شکستگی می شود…