دانلود رمان انیس دل pdf از صدیقه بهروان فر برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
مرتضی پسر جوونیه که به خاطر ازدواج مادرش با حاج احمد نامی، مجبور میشه مهناز، دختر حاج احمد رو صیغه کنه. صیغه ای که فقط برای راحت بودن این دو نفر و حساسیت شدید حاج احمد خونده شده و حاج احمد مرتضی رو قسم داده که از اعتمادش سواستفاده نکنه. مرتضی پسر باغیرت و کاری و همین طور مذهبیه و برای راحتی مادرش که چند ماه بعد ازدواج، باردار شده، خونه حاج احمد رو ترک می کنه. مهناز اصلا رابطه خوبی با پدرش نداره، دلیلش هم جدایی پدر و مادرش و سخت گیری های پدرشه. این می شه که به خاطر علاقه ای که به مرتضی داره با کلی اصرار، باباش رو راضی می کنه تا با مرتضی هم خونه بشه. حالا مادر مهناز برگشته تا دخترش رو با خودش همراه کنه و ببردش آلمان غافل از اینکه آقا مرتضی ما یک دل نه صد دل عاشق دخترش شده…
– سخت نگیر دیگه انیس بانو! مثلا قراره چه اتفاقی بیفته؟! قرصام رو مرتب بخورم، هیچ مشکلی پیش نمیاد!
گفت و خم شد تا دوباره ببوسدش. انیس که قصدش را فهمید، از جا پرید و فاصله گرفت.
– همین الان میریم دکتر!
گفت و به طرف کمد رفت. لباسهایش را در کشوهای پایینی آن گذاشته بود تا بتواند راحت برشان دارد. مانتواش را که روی لباسش پوشید، مرتضی از بهت خارج شد.
ظاهرا انیس شوخی نداشت. مرتضی خودش را به او رساند و یک طرف شالش را گرفت.
– بیا بشین انیس جان. من دکتر نیاز ندارم. جدی میگم!
انیس اما انگار نیروی مضاعفی گرفته بود. شاید نگرانی قدرتش را بیشتر میکرد. دستش را عقب کشید و غرید:
– تا وقتی دکتر نریم خیال من راحت نمیشه.
گفت و مشغول ادامهی کارش شد. مرتضی دست به کمر ایستاد. حس میکرد اگر کمی دیگر پافشاری کند، اشک انیس در خواهد آمد.
روز سختی را گذرانده بود. هیچ دلش نمیخواست باری روی دوش روحیهی شکنندهاش باشد. از طرفی چند روز قبل رئیسش تماس گرفته و عذرش را خواسته بود و این یعنی عملا کاری بیرون از خانه نداشت. حالا که هزینهی زندگیاش متعادل شده بود و کمی بار شانههایش سبکتر بود، میخواست به تکمیل پایان نامهاش برسد تا زودتر تکلیف تحصیلش معلوم شود. آنقدر وقت داشت که نخواهد انیس را نگران بگذارد. با یک دکتر رفتن هم چیزی را از دست نمیداد. نهایتش میگفت درمان دردش مرتب خوردن قرصش است و خلاص!