دانلود رمان تیر pdf از نسترن اکبریان برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
راوی زندگی سه شخص هست که به اسارت گرفته شدن. محمد سرباز مدافع حرمی که با زنده موندش در مقابل گلوله، اسیر دست داعش شد و در روز اول اسارت دختری فارس زبان که ایرانی نبود، با وضع بدی به اتاقش انداخته شد… هر سه اسیر گروهی در داعش شده بودند که پرستو به خواست خودش به داعش ملحق شد اما…
با دستش به گوشه ترین قسمت سقف و درست در کنار لامپِ بزرگ درون اتاق اشاره کرد. با دیدن دوربینِ مدار بسته جمع و جور، متعجب به سمتش برگشتم.
– کل این جلسات، این حرفا، همش داره ظبط میشه؛ واقعا فکر میکنی اگه نخوای انجام نمیدی؟ فکر کردی احمق بودن خرجت کنن زنده بمونی بشینی اینجا تا بگی نمیخوام و نمیکنم؟!
با کشیدن نفس عمیقی تن صدایش را کاهش داد و چشم هایش را در ماسه چرخاند.
– تو دیگه اختیارت دست خودت نیست هرچی میگن باید انجام بدی! تو رو نمیدونم اما من باید از اینجا زنده بیرون برم! نهایت یک هفته میتونم دووم بیارم اما بعد اون حتی به قمیت اینکه خودم از شرِ تو خلاص بشم هم باید از این جهنم برم بیرون. تک خنده معنا داری کرد و سرش را با شدن نچندان محکمی به دیوار کوبید.
تکانی خوردم و در جا صاف نشستم، به احتمال آنکه سخنرانیِ تندش تمام شده، خواستم لب به سخن باز کنم که باز هم با صدای بلند و گرفته اش دهان باز شده ام را بست.
– ازت نمیخوام کمکم کنی چون مجبوری این کار رو انجام بدی پس فقط دردسر درست نکن و بذار کاری که میخوان انجام بشه. بهای سر پیچی من یا تو میتونه خیلی گند های بزرگ تری به بار بیاره پس اینقدر سنگِ غرور و وفاداریت رو به سینه نزن!