دانلود رمان دلادل pdf از ملیحه بخشی (یاس) برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
مبینا، زنی که برای انتقام از کسی که زندگیش را به تاراج برده، سراغ علیرام پویان مربی دفاع شخصی میرود. علیرام پویان در اصل عاشق ناکام مبینا بوده است که دوباره در کشمکش زندگی او قرار میگیرد. زندگی دختر داستان پر از رازهای سر به مهر است که همراهیش با علیرام باعث میشود که این رازها فاش شود و…
آرنجم را روی تخت گذاشته و کف دستم را ستون سرم کردهام. با بغض نگاهش میکنم و جان میدهم برای هر تار از مژههای بلندش… با آن غمباد نشسته در گلویم گاهی به آرامی میبوسمش و گاهی با دوربین گوشی از صورت در خواب او برای روزهای بیاو عکس میگیرم. با صدای پیامک گوشیام از عکس گرفتن دست میکشم و با لغزش انگشتان روی صفحه، پیامم را باز میکنم.
” نمیخوای کیوان رو ببینی؟”
همین جمله کافیست تا بغضم بشکند و اشکهای درشتم یکی یکی روی صفحه بیفتد. “کیان لعنتی” با پشت دست محکم اشکهایم را پس میزنم. نمیخواهم آن برادر نفرت انگیزت را ببینم، حتی یک ثانیه! اگر مجبور به انتقام نبودم حاضر نبودم هیچ وقت، آن مرد چندشاور را ببینم. به پشت برمیگردم و به سقف زل میزنم که پیام بعدی هم برایم میآید.
” مبین بیداری؟…جوابت؟”
دوست ندارم جوابی به کلاغ بدخبر زندگیم بدهم. سرم را سمت آغوش علیرام میکشم و سعی میکنم عطر او را بو بکشم تا کمی این حال بدم بپرد. به ساعتی پیش و بوسه علیران بر گردنم فکر میکنم، هرم گرم هوای دهانش و رد انگشتانش را باز روی گردن و بدنم حس میکنم. پلک میبندم، صدایش هم توی گوشم میپیچد.
– عاشقتم…تا ابد!