دانلود رمان عشق زشت pdf از کالین هوور برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
وقتی تیت کالینز برای اولین بار خلبان مایلز آرچر رو می بینه، خودش هم میدونه که عشق در یک نگاهی در کار نیست. اون دو تا حتی تا مرز دوست صدا کردن هم دیگه هم جلو نمیرن. تنها حس مشترک بین این دو ، کشش بی حد و اندازه نسبت به همدیگه س. جلوتر که میرن، مشخص میشه یه نقطه ی اشتراک دیگه هم در کاره. مایلز نمیخواد عاشق بشه و تیت فرصتی برای عاشقی نداره! مایلز شرطی داره… برای ادامه دادن رابطه شون از گذشته چیزی نپرس … انتظار آینده ای نداشته باش…
– یه نفر گردن شما رو با چاقو زده، بانوی جوان! چشمام گشاد شد و به آرامی به سـمت مـرد سـالخورده ای کـه کنـار دسـتم ایسـتاده بـود برگشـتم. دکمـه ی سمت بالای آسانسور رو زد و روش رو به من کرد. خندید و به گردنم اشاره کرد: -ماه گرفتگیت رو می گم! دستم بی اراده سمت گردنم رفت و ماه گرفتگی کمرنگ درست پایین گوشم رو لمس کردم.- پدربزرگم همیشه می گفت جای ماه گرفتگـی نشون میده یه نفر تو
زندگی قبلـیش چطـور قائله رو باخته. تو گردنت ماه گرفتگی داری، حاضرم شرط می بندم مرگ سریعی داشتی! لبخند میزنم، نمیتونم بگم که ترسیدم یا خوشم اومـده. ایـن مـرد، بـر خـلاف شـروع مکالمـه ی نـه چنـدان جالبش، نمی تونه اونقدرها خطرناک باشه. قامـت خمیـده و حالـت لـرزانش نشـون میده یک روز هـم کمتـر از هشتاد سال نـداره. چنـد قدم آروم به سـمت صندلی های مخمل قرمزی کـه چسبیده
بـه دیوار کنـاری آسانسور قرار داده شدند برمیداره. ناله کنان توی صندلی فرو می ره و دوباره به من نگاه میکنه: داری میری طبقه ی هیجدهم؟ حین حلاجـی کـردن سـوالش، چشـمام باریـک میشـه. اون از طریقـی میدونـه کـدوم طبقـه دارم مـیرم، بـا اینکه این اولین بار در عمرمه که پا تـو ی ایـن مجتمـع آپارتمـانی گذاشـتم، و قطعـا اولـین بـاره کـه چشـم تـو چشم این مرد شدم. محتاطانه جواب میدم: -بله قربان!