دانلود رمان رهایی از منجلاب pdf از ملکه یخی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
هوووووف…دوباره اِین خروسِ بی محل زنگ زد، گوشیمو بر میدارم ب صفحه تاچش نگاه میکنم. بعلهههه دوست عزیز و خروس بی محل ملیناااااا…. من: هاااان، چته؟ چیه؟….ملینا: گمشوو بیدار شووو دانشگاه دیر شد، الان استاد میرسه، با استاد راددددد داریم حواست هست؟….من:یا حسین؛ باش باش…..گرومپ…بعله با کله رفتم تو زمین….
ملینا انور خط ترکیده بود میمون
ملینا:خودتو ب کشتن نده…با بابایی من میریم…
باز این باباییشو کبوند تو سر من…. هِی منه تنها….
من: باش میتونی گمشی…
ملینا:خخخخخخ چشم عشقم…
آروم به سمته دسشویی حرکت میکنم. بعد از کارای مربوطه… حالااا من چی بپوشم؟ اووووم یک مانتو کتی ک بلندیش تا بالای زانوعه و یک شلوار لوله تفنگی و یک مقنعه مشکی برمیدارم و می پوشم و بعد از زدن ی خط چشمِ نازک، یک رژ لب کمرنگ صورتی کم رنگ و یک ریمل دیگ چیزی نمیزنم و بعد پوشیدن کفشای اسپورته سورمه ایم راه میفتم.
من چرا انقدر شونه هام سبکه؟ بله کولمو برنداشتم؛ سریع ب خونه برمی گردم و کوله و کتابای لازممو برمی دارم ب سمت در میدوم که ملینا و ددیشو می بینم، ایش…آروم به سمت ماشین میرم و سلام میکنم….