دانلود رمان تو از کجا پیدات شد pdf از Ati Eliot برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
داستان درباره دختری هست به اسم زهرا از یه شهرستان کوچیک که بعد از 24 سال متوجه میشه از بدو تولد وارد خانواده اشتباهی شده… خانواده ای که دوستشون داره اما خانواده واقعی اون نیستند…
تمام بدنش می لرزید. به برگه ی امتحانی اش خیره شده بود. نگاهش رو استاد بد اخم رفت و برگشت. مثل میرغضب آنجا ایستاده بود. همان دعوای توی خانه با او کافی بود تا هر چه خوانده بود از ذهنش بپرد. به قول خودش آن روی سگ شایان بداخلاق را تازه می دید که باعث سکسکه اش شد. زیر لب پچ زد:
– همش تقصیره توئه شایان خان … هیع….. هر چی خونده بودم پریده ..هیع. خیلی نامردی و باز نگاه به او انداخت که امروز دیوانه وار خوش تیپ شده بود.
انگار اخم بیشتر به او می آمد. بالای کلاس ایستاده بود و دست به سینه نگاه می چرخاند که نگاهش در نگاه نگران نبات قفل شد. دخترک لب گزید و نگاهی درمانده به برگه انداخت. شایان با آن که به شدت دلخور بود و عصبانی به طرفش قدم برداشت. هر چه بود این دختر عشقش نبات بود و راضی به ناراحتی اش نبود. بالا سرش که ایستاد با همان اخم سنگین اما آرام پرسید:
-چی شده؟ واسه چی برگه ت خالیه..چرا نمی نویسی؟
-هیچی یادم نمیاد شایان… یعنی استاد …
دل شایان پرکشید برای لرز توی صدایش و با این که هنوز هم از دست او دلخور و حرصی بود خنده خودش را از دیدن سکسکه او فرو خورد. سرش را پایین آورد و کنار گوشش پچ زد:
-تو که استاد چرت و پرت گفتنی یه کمم چرت و پرت بنویس … یادته سر صبحی چیا بارم کردی خانوم؟
-الان وقتشه? کمکم کن….من که می دونم از سر لجت می خوای این ترم بندازیم …وای یادم نمیاد شایا! استاد… چی کارکنم خدا .می خوای بندازیم آره؟ شایان گوشه ی لبش را گزید:
-دقیقا … آخه خیلی خوشگلی؟ می خوام بندازمت بمونی ور دلم دختر خانم.