دانلود رمان تبدیل شده pdf از ملودی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
ماجرای یه دختره دانشجو که خلاف ترین و نابکار ترین مرد ممکن یعنی رئیس خون آشام را به طرز وحشتناکی شیفته خون خود این دختر میشه. اما این وسط یه رقیب پیدا میکنه …یه رقیب قدرتمند تر از خودش…
وقتی کسیو تبدیل به خوناشام میکنم تا چند روز تب خون داره. یعنی دیوانه وار به دنبال خوردن خون از آدم های عادیه. خوردن خونی که کنترل شده نیست و باعث مرگ میشه … اما بعد گذشتن تب خون عقلش سر جاش میاد و خیلی راحت میتونه خودشو در برابر خون و آدم های عادی کنترل کنه … استفانی رو از روی خودم کنار زدم … لباسمو مرتب کردم … استفانی نگران گفت:
من چکار … نذاشتم حرفش تموم بشه … سرش داد زدم … برو اتاقت تا برگردم … با این حرف زدم بیرون … بدون توجه به تام رفتم اتاق امنیت … با ورودم همه وحشت زده برگشتن سمتم که داد زدم: دلیل قانع کنندتون چیه که یه فراری داریم؟ با ترس فقط بهم نگاه کردن و تام از پشتم گفت: برق شبکه چند ثانیه رفت … نفسمو با حرص بیرون دادمو گفتم: پس موتور برق کوفتی برای چیه؟ … تام نگران نگاهم کرد که صدای پر استرس و زنونه ای از پشت سرم گفت: قربان … ردیاب تو بدنش داره نشون میده که داره به کالج مرکزی نزدیک میشه…
لعنتی … اونجا اولین مرکز پر جمعیت نزدیک به ما بود … باید میگرفتمش قبل اینکه دیر بشه … رو به تام داد زدم … عجله کن باید بگیریمش … مکس نکردمو زدم بیرون … تام هم پشت سرم اومد … روز بود و نباید بی گدار به آب میزدیم … اما برای پوشش گرفتن فرصت نبود … از پایگاه خارج شدم و به سرعت به دل جنگل های کاج اطراف پایگاه زدم … از مسیر جاده به سمت کالج مرکزی رفتم …