دانلود رمان دختر خوانده pdf از محدثه برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
رمان بعدی سایت ای اول، داستن غم انگیز دختری به نام سیندوخت است. سیندوخت، به جای بدهی باباش به یه مرد سرد و خشن فروخته میشه که اونو به عنوان دختر خوانده خودش معرفی میکنه اما….
با صدای زنگ گوشیم از خواب بیدار شدم امروز روز اول دانشگاهم هست. رشته ای که عاشقش بودم و توی شهر خودمون هست. بعد از انجام عملیات صبحگاهی، آماده از اتاق خارج شدم. توی اشپزخونه همه مشغول صبحانه بودن…. سلام بر اهل خونه.. خوبین؟ صبح بخیر….
سلام دخترم…سلام گل بابا صبح بخیر…چطوری فسقل
دماغم رو چین دادم و گفتم فسقل عمه ی نداشته بابات هست جغله…..
لقمه ای که بابا میخواست بخوره رو ازش قاپیدم و به سمت درب رفتم. خداحافظ من رفتم دیرم شده…
صدای بابا اومد که میگفت بمون تا برسونمت،
داد زدم نمیخواد بابا فاطمه میاد دنبالم….و از خونه خارج شدم که مصادف شد با رسیدن فاطمه. سوار ماشینش که دویست و شیش بود شدم….سلام بر رفیق شفیق خودم….سلام خانمی چطوری؟
تو بهتری… بزن بریم که امروز روز اول دانشگاه. من و فاطمه از اول ابتدایی با هم هستیم. مثل دوتا خواهریم…هیچ راز نگفته نداریم که از دیگری پنهان کنیم. فاطمه دختری تو پری هست که بهش میگم تپلی من، قدش تقریبا۱۶۵هست. از من کوتاه تره با چشمانی خاکستری و ابروانی کشیده که عاشقشونم. همیشه به شوخی بهش میگم دوست دارم چشم و ابرو دخترم مثل تو باشه. بخاطر من از رشته مورد علاقش حقوق زد و اومد کامپیوتر. اخه من عشق کامپیوتر و نرم افزاری هستم.