دانلود رمان ملاقات در روز سرد برفی pdf از الف برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
در یک روز برفی یک قتل صورت می گیرد و ساغر که در آن روز قرار ملاقات داشته است، به طور اتفاق شاهد وقوع این قتل میشود. قاتل وی را تهدید کرد و ساغر که وی را نشناخته بود ناخواسته وارد بازی که قاتل راه انداختته است می شود ولی…
کنار یخچال ایستاد. درش را باز کرد و نگاهش را داخل یخچال چرخاند تا چیزی برای شکم گرسنه اش پیدا کند. یخچال پر بود از غذاهای نیم خورده و فست فود. اخم هایش را در هم کشید. نگاه کردن به ظرف میوه ، معده خالیش را تحریک می کرد. بی خیال سوزش احتمالی معده اش شد و خیار و نارنگی ای برداشت و به در یخچال تکیه داد.
نگاهش روی خواهرش که با استرس دستمال کاغذی داخل دستش را تکه تکه می کرد، نشست. پوزخندی زد. خواهرش در عرض پنج سال از زنی دانا و زبر و زرنگ، به زنی ترسو و بدون رای تبدیل شده بود و این به شدت آزارش می داد. خواهرش خوب و کامل بود و تنها چیزی که از اول در او دیده نمی شد، اعتماد به نفس بود و بس. البته آن را هم داشت ولی از نوع کاذبش.
اما حالا از او چیزی نمانده بود جز زنی ترسو که برای هر کارش نیاز به تایید داشت و همان اعتماد به نفس ناقصش هم بر باد رفته بود. غلط ترین انتخاب عمر او، انتخاب شریک زندگی اش بود و همین هم او را به این فلاکت انداخته بود. خواهرش برای آن مرد حیف بود. سارا بلند قد بود و خوش پوش! صورت استخوانی و کشیده اش با اعضایی مناسب زینت شده بود.