دانلود رمان زوزه در مه pdf از ngn برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
نیرا راهنماست؛ یعنی پنجمین آلفا از نسل محافظین. یک دختر سادهی روستایی که آرزوهایش یک شبه بر باد میرود و او مجبور میشود گرگینه بودنش را بپذیرد و این اتفاق زمانی میافتد که نیرا خود را کنار جسم نیمه جان بهترین دوستش و جنازهی یکی از درندههای شب میبیند. حال که زمان انتقام فرا میرسد، نیرا میماند و قبیلهی از هم گسیختهاش و غــریزهای که او از آن متنفر است. او که از ارثیهی مادریاش فرار میکند، به خاطر کشتن یکی از درندهها خود را مقصر میداند و منتظر انتقام آنهاست….
هنوز به خوبی آن قطره اشکی که از گوشهی چشمش ریخت را به یاد دارم. لرزش صدایش بیشتر شده بود. – گرگ پیر کنار دخترش روی زمین افتاده بود و نفسهای بریده بریدهاش از عمق سینهی زخم خردهاش بیرون میآمد. دستم را زیر سرش بردم، هنوز زنده بود. صدای هق هقم اجازه نداد ساها حرفش را ادامه بدهد. سرم داغ شده بود، حرفهایی که شنیده بودم با تصویری که از مرگ مادرم دیده بودم تمام وجودم را به آتش کشیده بود. نفسهای داغی از ریهام بیرون میآمد.
صدایم دورگه شده بود، داغی چشمانم را از سوزش پلکهایم حس میکردم. چشمهای گشاد شدهام را به صورتم ساها دوختم.– اونها کی بودن؟ساها حرفی نزد. بار دیگر و این بار با خشم وحشتناکی که از اعماق قلبم بیرون میآمد فریاد زدم.
– ساها اونها کی بودن؟ساها که فریاد من اصلا وحشت زدهاش نکرده بود چشم در چشمم دوخت و با لحنی که دیوانهام کرد فریاد کشید– نمیدونم!
جوابی که ساها به من داد را به خوبی شنیدم؛ اما در کمتر از چند ثانیه استخوان هایم شروع به شکستن کرد، با دستهایم روی زمین افتادم. استخوان صورتم شکست، تمام دهانم پر از خون شد و دندانهای نیش سنگینم از لثههایم بیرون زد و با درد شدیدی روی لبهایم نشست. چند لحظه ای بیشتر طول نکشید که جسمم را پاره کردم و دوباره گرگ شدم…