دانلود رمان بانوی کثیف pdf از نیلوفر برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
اون لوسیون رو بردار و برو روی کاناپه برهنه شو…داری لوسیون میمالی که پسره میاد و… انگشتم رو روی دهنش گذاشتم و لب زدم:…فهمیدم نمیخواد توضیح بدی.. لوسیون رو از دستش گرفتم و برهنه شدم..روی کاناپه نشستم و با گفتن کلمه “اکشن” شروع کردم به مالیدن لوسیون روی بدنم..براق و لیز شده بود و وسوسه کننده… لبخندی زدم که دستی روی سینه ام نشست..سرم و بلند کردم، چشمم خورد به یه پسر چهار شونه….
لبخندی زدم که دستی روی سرم نشست..سرم و بلند کردم ، چشمم خورد به یه پسر چهار شونه که داشت بهم نگاه می کرد. پس اولین دوستیمو رو با این آقا شروع میکنم.. بلند شدم و لباسامو پوشوندم که چشمم خورد به کارگردان و تهیه کننده و هر کس دیگه ای که اونجا بود..آب دهنم رو قورت دادم که پسره انداختم روی کولش و بردم سمت اتاق و کارگردان دنبالمون راه افتاد…
با شنیدن حرفش خواستم بکوبم توی سرش..عوضی زده منو ناقص کرده دو قورت و نیمش هم باقیه… از کنارم بلند شد…صدای کف زدنا بلند شد.. کارگردان اومد سمتم و گفت: عالی بودی…میشه خیلی ازت استفاده کرد..از درد به خودم پیچیدم و گفتم… فعلا خستم نمی خوام با کسی صحبت کنم… خیلی درد داشتم…