دانلود رمان نیکوتین pdf از شقایق لامعی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
سَرو، از یک رابطهی عاشقانه و رمانتیک، دست میکشه و کمی بعدتر، مشخص میشه علت این کارش، تمایلاتی بوده که تو این رابطه بهشون جواب داده نمیشده و تو همین دوران، با چند نفر از دوستان صمیمیش، به یک سفر چند روزه میره؛ سفری که زندگیش رو دستخوش تغییر میکنه! سرو تو این سفر، با وریا بردارشوهر صمیمیترین دوستش آشنا میشه؛ برادرشوهری که یک برچسب خیلی بزرگ، به اسم “دست درازی” بهش خورده. بعد از این سفر، اتفاقاتی میافته که زندگی سرو و وریا، باهم گره میخوره و جریاناتی پیش میآد، که حقایقی رو میشه و…
نگاهش را به جاده داد و حرف دیگری نزد و من، هرچقدر پلک روی هم فشردم، خواب حتی برای چند دقیقه هم از فضای کسالت بار ماشین نجاتم نداد … بی حوصله نگاهم را چرخاندم و برای چند ثانیه، به تصویر ناواضح آینه بغل ماشین فرشاد نگاه کردم … نیمرخی از پسری که روی صندل کنار راننده نشسته بود را به نمایش می گذاشت؛ تعداد دفعاتی که دیده بودمش، از انگشتان یک دست هم فراتر نمی رفت و پر رنگترینشان برمی گشت به بیشتر از یک سال پیش، که در شب عروسی ماهگل و رضا دیده بودمش.
برادر رضا بود اما هیچ شباهتی بهم نداشتند … از ظاهرشان گرفته تا اسمهایشان ! برای بار دوم نگاهم کشیده شد به سمت تصویرش … چشم ریز کردم تا خواب و بیدار بودنش را تشخیص دهم … بیدار بود و به جاده نگاه می کرد! چندباری اسمش را در سرم تکرار کردم و آن لحظه دانستن معنای نامش به قدری کنجکاوم کرد که گوشی به دست شدم برای گوگل کردنش و نبوِد اینترنت در جاده، کنجاوی ام را ناکام گذاشت.
با صدای فرشاد چشم از صفحه ی گوشی گرفتم … کاش یه زنگ به ماهگل بزنی و بپرسی برای صبحانه کجا نگه می دارن؟ بی حرف، از صفحه ی مرورگر گوشی خارج شدم و شماره ی ماهگل راگرفتم … با تاخیر جواب داد و صدایش زیادی خواب آلود بود وقتی گفت …