دانلود رمان فایتر pdf از اکرم حسین زاده برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
داستان کیان و لیلی که به خاطره اتفاقهایی مجبوری صیغه هم شدن اما مگر کیان میتونست از لیلی بگذره. کیانی که توی خشونت و سردی زبون زد بود حالا برای به دست آوردن دل لیلی یکشب … من فایتر که شرط میبستم عاشق نمیشم اما لیلی کاری باهام کرد …
اکی داد و برخاست، به سمت آینه ی قدی اتاق رفت … لحظاتی به چهره ی جدیدش چشم دوخت … دستش را میان موهای کوتاه شده اش کشید و لبی کج کرد … خوشش نمی امد چهره ی بی تکلف همیشگی اش تغییر کرده و حالت جدی تری به خودش گرفته بود … بی تعارف از اینکه موهای بلندش را پشت سر ببندد و سال ها هیچ تغییری ندهد، بیشتر لذت می برد!
نیش خندی به خود زد، اولین بار در طول عمر سی و پنج ساله اش بود که ریشی هم به صورت گذاشته بود، هر چند شیک و برازنده! … یک چیزی نزدیک به پروفسوری و نه دقیقا … از هر چیز روتین و عادی و معمولی و عین همه بودن بدش می امد … گامی عقب تر رفت و کل تیپش را از نظر گذراند و خطی هم بین دو ابرویش انداخت … برای نقشی که باید بازی می کرد خوب بود.
بی خیال کنکاش بیشتر، سراغ کیفش رفت و تبلت و پوشه ی پلاستیکی را برداشت … بک بار دیگر همه ی اطلاعاتی را که داشت مرورو کرد و کاغذها را روی تخت چید … کاغذی را برداشت و احتمالات ممکن را خواند و متفکر به ان نگریست … تجره نشان داده بود باید همیشه احتمالات ممکن یادداشت شود چون وقتی در جریان پرونده قرار می گرفت نوع روابط و گاه تغییرات گفتار شخصیت ها روی …