دانلود رمان مهرو pdf از شقایق رضایی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
مهرو دختری که با دیدن کیوان دل به او می سپاره و با هم رابطه برقرار میکن. ولی… یک شب بعد از رابطه کیوان و مهرو، کیوان برای ارث و میراث پدربزرگ، مهرو را کنار میذاره و با یک دختری دیگر ازدواج می کنه. با ورود یه مستاجر جذاب و مذهبی به خونشون، سرنوشت مهرو به این مستاجر گره میخوره…
لبخندی زدم که دستمو گرفتو بوسید. چشمم به ساعت روی دیوار افتاد. دیگه داشت دیرم میشد. حوصله ی غرغرای مامانو نداشتم.
_کیوان داره دیرم میشه.
هردو از روتخت پایین اومدیم. درحال پوشیدن لباسامون بودیم که گفت:
_آخرهفته رو که پایه ای؟
لبخندی از سر ذوق و هیجان زدم:
_خودم که چهارپایه ام ولی ببینم میتونم مامانو راضی کنم و به یه بهونه ای بزنم بیرون.
جلو اومد و روی سرمو بوسید…
_ فقط اونجا الی و پژمانو دیدی منو یادت نره ها!
تک خنده ای کردم که دلش قیلی ویلی رفت. خوب میدونستم صدای خنده م تحریکش می کنه! البته اینو همیشه خودش می گفت.
_مگه میشه رفیقمو یادم بره؟
خواستم از در برم بیرون که با صداش متوقف شدم.
تو کسری ازثانیه هلم داد که پشتم به دیوار چسبید. به طرف لبام حمله کرد و وحشیانه میکشون زد.
با دست پسش زدم چون واقعا دیرم شده بود.
وقتی وارد حیاط خونه شدم، چشمم به تراس مستاجر جدید افتاد. مامان خونه رو ایندفعه به یه دانشجوی جدید اجاره داده بود. تازه دیروز کوچ اومده بود و هنوز ندیده بودمش. رفتم تو خونه که مامان تو همون برخورد اول دساشو به کمرش زد:
_مهرو بخدا دیگه جارو می گیرم به تنت خورد میکنم. الان وقت اومدنه؟