دانلود رمان خط به خط تا تو pdf از نرگس نجمی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
آرام بود مثل نسیم، طوفان که شد آرامش تمام خانواده اش به یغما رفت. او ماند و دو مرد که نمی دانست کدامشان قاتل نفسهای برادر و آسایش خانواده اش است. مردی که عاشقش بود به جرم قتل برادرش در زندان افتاد و مردی که به او اعتماد داشت، شد مشکوک ترین مظنون. وکیل یکی شد و شکاک به دیگری، ولی سرنوشت همراهش رفت تا خط به خط آنها را بخواند.
پرونده ها وسط دفتر ریخته بود … لب تاب روی زمین افتاده بود و چراغش فلش میزد! برگه های زونکنها روی زمین پخش شده بود … کشوی پرونده ها بیرون بود و میز کارم یک طرف اتاق افتاده بود … فرش جمع شده بود و تکه تکه پارکتها کنده شده بود! سر درگم باز هم دور خودم چرخیدم … تمام بدنم میلرزید … دست هایم یخ بسته بود!
صدای لولای در سکوت نیمه شب را شکست و صدای آشنایی در سالن پیچید … خانم مشایخ ؟ سریع از روی پرونده ها رد شدم و وارد سالن انتظار شدم … مبل چپه شده را دور زدم و به ستوان حمیدی نزدیک شدم. سربازی که همراهش بود پشت سرش ایستاد!
شما با صد و ده تماس گرفتید ؟ نمیدید ؟ این وضع آشفته را میدید و سوال میکرد ؟ انگار یادش داده بودند از کجا شروع کند!با یک پایم تابلویی که روی زمین افتاده بود را کنار زدم و جلو رفتم … بله ، مشاهده میکنید که با قدمهای محکم جلو رفت و پشت میز منشی را نگاه کرد … برگشت و به طرف دفتر رفت … در را که باز کرد …