دانلود رمان در وجه لعل pdf از بهار برادران برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
لعل، دوست پسر و کارش را همزمان از دست می دهد و در نقطه ای که امیدی برای پرداخت بدهی هایش ندارد، پاکتی حاوی چندین چک به دستش می رسد… در این رمان شخصیت دیگری به نام امیرحسین داریم بسیار خفن…
برعکس همیشه پشت میز ریاستش ننشسته بود. چهره اش جدی نبود. ژست هم نگرفته بود! ساکت ایستاده بود و یکدستش مشت شده، کنارش آویزان بود. زبانم را روی لبهایم کشیدم و تارهای صوتی ام انگار توی هم گره خورده بودند که صدایم آن طور لرزان به گوش رسید : «حالا … حالا باید چیکار کنم؟»
البته که راهنماییاش را نمیخواستم، میخواستم همان جملات را باز تکرار کند. تکرار کند تا شاید باورم شود شوخینمیکرده !قلبم یاغی شده بود و بیامان میکوبید .دست دور دهانش کشی دو چانه اش را فشرد. چانه محکمش را که شیاری کوچک از وسط به دو نیمش می کرد. شیاری که از وجودش بیاندازه مغرور بود و وقتهایی که به دندان می گرفتمش “آخ” دروغین ولی پر لذتی از دهانش بیرون میراند.
بعد هم “نفهم”را کشدار بارم میکرد و بعد …«ببی نلعل…من … »«الان باید چیکار کنم؟» توی حرفش پریدم. چشمانش گرد شد. شاید چون هرگز صدای بلند جی غمانند و بی شباهت به فریاد مرا نشنیده بود. نه در آن یکسال و خرده ای که رابطه مان پا گرفته بود و نه قبل تر. هر چه بود احترام بود و محبت. گاه یهم ناز های دخترانه من که او چشم بسته خریدار بود.