رمان سرا
دانلود رمان جدید رمان عاشقانه
رمان سرا
دانلود pdf رمان اسیران جثه و دل نوشین

دانلود رمان اسیران جثه و دل pdf از نوشین برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی

داشتیم با نیلا میرفتیم سمت ترمینال که بریم تهران ….. اخه من و خواهر دوقلوم نیلا، اهل مازندرانیم… اها یادم رفت خودمونو معرفی کنم من نینا نادی و خواهر دوقلوم نیلا نادی هستیم. پدرومادرمون دوسال قبل تو یه تصادف ازدنیا رفتن و من و خواهرم شدیم تنها یاور های همدیگه و برای اینکه بتونیم از خودمون مراقبت کنیم رفتیم کلاس تکواندو…داستان دو خواهر دو قلو که اسیر دو برادر عجیب و قدرتمند میشن….

خلاصه رمان اسیران جثه و دل

با حس سردرد بدی، چشامو باز کردم که دیدم رویه تختم و نیلا هم سرش رو تخته و دستم تو دستاش و خوابه…. تکونش دادم. نیلا …..نیلا…چشاشو که باز کرد منو که دید یهو پرید و بغلم کرد.
نیلا: واییی خدا بالاخره بیدار شدی… میدونی چقد ترسیدم که تورو هم از دست بدم! این روش بیهوشی برای تو خیلی خطرناکه، ممکن بود بلایی سرت بیاد!

اومدم جواب نیلا رو بدم که در باز شد و یه مرد قوی و گنده اومد تو… یه سینی برامون گذاشت و رفت. تو سینی یه بطری آب و دو تا ساندویچ بود. نیلا اول از آب خورد و بعد به من گفت:
نینا بیا یه چیزی بخور. نیروتو به دست بیاری ما باید فرار کنیم…
_باشه ولی چجوری؟
_ظاهرا فقط همین یه نفر اینجاست میتونیم حریفش بشیم. وقتی اومد که سینی رو ببره می زنیمش و فرار می کنیم…
_باشه

یک ساعت بعد مرده اومد وخم شد ظرفارو برداره که نیلا از پشت با چوبی که پیدا کرده بود زد تو سرش. مرده که بیهوش شد اومد کمک منو باهم رفتیم بیرون. با هزار سلام و صلوات رسیدیم به در ورودی. وارد باغ که شدیم خواستیم به راهمون ادامه بدیم که دیدیم یاااااخدااااااا چهار تا سگ غول پیکر جلومونه. یواش در گوش نیلا گفتم: اینارو دیگه عمرا حریف نیستیم
نیلا: موافقم باهات
_بدوووو…

  • اشتراک گذاری
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    اسیران جثه و دل
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    نوشین
  • ملیت
    ایرانی
  • ویراستار
    سایت رمانسرا
  • صفحات
    547
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 1,129 بازدید
  • برچسب ها:
مطالب مرتبط
موضوعات
ورود کاربران

کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان سرا " میباشد.