دانلود رمان سعادت آباد pdf از بهاره حسنی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
داستان این رمان، درباره دختری به اسم سوزانه که عاشق پسر عموش رستان میشه و بعد از برقراری ارتباط، از او حامله می شود. این حس کاملا دو طرفه بوده ولی مشکلاتی اتفاق میوفته که باعث جدایی این دو میشه و رستان سوزان رو ترک میکنه و طی یکماه خبر ازدواجش به سوزان میرسه! و سوزان مجبور میشه بچه رو سقط کنه و از خانواده طرد میشه. خانواده ای پسر دوست که دختر رو بی ارزش میدونن و باعث میشه سوزان چند سال به دستور پدر و عموش محکوم به تنها زندگی کردن بشه و … حالا بعد گذشت ۱۲ سال رستان برمیگرده با دخترش، این ها دوباره همو میبینن و پرده از راز ها برداشته میشه…..
پیش بندم را بستم و دستانم را شستم. چاقو را تیز کردم و در میان دود و آتش و گرما و صدا و عطر ادویه ها، کارم را شروع کردم. من سریع بودم. من سریع هستم. ولی او همیشه توقع چیزی فراتر از انتظار را داشت. چیزی که من گاهی به آن نمی رسم. من تمرکز می کنم.
من سعی می کنم. سعی می کنم تا از میان فریاد درخواست برای سبزی خورد شده، پیاز و ادویه و سس، به روی کارم تمرکز کنم. اما همیشه ماحصل کار، گاهی دستانی است که با چاقو بریده می شوند و سرعتی که در نهایت کافی نیست. یک لحظه پرت شدن حواس، مساوی است با سوختن غذا. و سوختن غذا مساوی است با فریاد راحله.
سرآشپز رستوران های زنجیره ای ایراندخت، آن هم شعبه مرکزی، با کسی شوخی ندارد. کار او برایش مثل یک زندگی ارزش دارد. راحله مثل دکترهاست و درست کردن هر غذایی برایش مثل جراحی مغز است. آرام آرام و لایه به لایه جلو می رود.