دانلود رمان زیر خط فقر pdf از نیلوفر برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
زیر خط فقر روایت گر دختری است زجر کشیده. کسی که از فقر، تن به روسپی بودن داده، ولی سرنوشت چیز دیگه ای رو براش رقم میزنه. آشنایی با مرد مرموزی که رحمش رو میخواد… برای داشتن یه بچه که سرآغاز زندگی مشترک این دو نفر میشه. زندگی مشترک یه روسپی و یه پلیس!
راه رفتن تقریبا غیر ممکن شده بود. هربار که پام رو جابجا میکردم پشتم آتیش میگرفت. برای اولین بار سخاوتمندی به خرج دادم و آژانسی گرفتم. مقصدم خونه ی درب و داغونم توی پایین شهر بود. تنها چیزی که بهم امید میداد صاحب خونه ی مهربونم بود. یه پیرزن که بچه هاش سال به سال ازش سراغ نمیگرفتن. میدونستم که الان منتظرمه. چادرم رو از توی کیفم بیرون آوردم.
درسته که من یک روسپی بودم، ولی برای حفظ وجهه و اینکه توی محل خودمون کسی نفهمه مجبور بودم چادر بپوشم. کلید توی در انداختم و وارد شدم خونه شلوغ بود. همهمه و بلافاصله صدای اورژانسی که توی کوچه پیچید باعث شد دلم بریزه. وای حبیبه خانم.. صاحب خونم..وسایلم از دستم افتاد. نفهمیدم چطور خودم رو به اتاقش رسوندم.
چند نفر از همسایه ها بالای سرش جمع شده بودن. چشم هاش باز بود و سرش به سمت در ورودی .. دست هاش رو روی سینش گذاشته بودن. بعد من دوتا مرد اورژانس وارد اتاق شدن. مرده بالای سر حبیبه خانم زانو زد و دستش رو روی گردنش گذاشت. سرش رو تکون داد و گفت
_تموم کرده..
انگار دنیا دور سرم چرخید
تنها حامیم.. خدایا نه!