دانلود رمان شمس القمر pdf از آرزو طهماسبی و آیلار سبحانی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
داستان این رمان، روایتگر دختری محکم است که کهولت سن پدرش باعث آلزایمر خفیف او میشود و قمرالملوک اختیار دار تام میشود. اما با کمبود بودجه مواجه میشن که همین باعث میشود رقیب های قدر برای سهام کارخانه دندان تیز کنند. در این میان پای مهمانی ناخوانده به عمارت و کارخانه باز میشود که…
از ماشین پیاده شدم و سری برای محمود خان “نگهبان” تکون دادم و وارد فضای پر سر و صدای کارخونه شدم. علی رضا “دستیار” بابا بود که در زمان نبود می بایست گزارشات رو تحویل من میداد. برای همون دنبالم وارد دفترم شد تا زمانی که روی صندلی ننشسته بودم و سفارش کاپوچینو هر روزم رو به مهدی نداده بودم، لب از لب باز نکرده بود.
خرت و پرت های روی میزم رو مرتب کردم. پرونده های مهمم رو گذاشتم کنار تا زمانی که علیرضا از اتاق خارج بشه بعد به سرجاش برگردونم. در اتاق که زده شد بیا تویی گفتم که مهدی با سلام آرومی داخل اومد و کاپوچینو رو روی میز گذاشت و رفت. تمام این مدت علیرضا گوشه ای ایستاده بود با اخم کمرنگی زمین رو نگاه میکرد.
– گزارش!
سرش رو بالا آورد و از توی دستش گزارشات امروز رو داد.
– نیم ساعت دیگه با وکیل عنایت خان جلسه دارین! ساعت دوازده هم با جناب موسوی قرار دارید. ساعت یک و نیم هم باید برای بازرسی جنس ها برید. فنجون خالی کاپوچینو تموم شدم رو روی میز گذاشتم. نفسی گرفتم و به حرف اومدم.
– میتونی بری…