دانلود رمان pdf man ( مرد ) از نیلوفر قائمی فر برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
رمان Man با اسم لاتین مطرح میشه تا ایهام اسم به تصویر کشیده بشه، Man در لاتین به معنی یک مرد است و در فارسی به معنی خویشتن؛ این رمان ارتباط مستقیمی با هر دو معنی داره… این رمان بعد ازتحقیق از منابع مختلف نگارش شده و میشه گفت اولین رمانی هست که حداقل در ایران با این موضوع مطرح میشه و هدف اصلی اطلاع رسانی به خوانندگان و روشن بینی و شفاف سازی موضوع است. پدیده ی Man تنها یک قدرت و خواست الهی و جهش ژنتیکی ست نه یک گناه و خشم و عذب الهی…
جلوی در خونه ی سبا نوک کفشم و به زمین می کوبوندم تا سبا بیاد. قرار بود بریم لباس بخریم.. سبا پنج سال از من بزرگ تر بود ولی خیلی باهم، هم عقیده و مچ بودیم. سبا با همه فرق داشت با تمام دنیا فرق داشت و همین فرق سبا بود که منجر به دوستی من و اون شد. ما تقریبا یه سالی بود که باهم دوست شده بودیم. انگار در تمام لحظه های زندگیم دنبال کسی مثل سبا بودم. وقتی به سبا رسیدم دیگه هیچی برام مهم نبود، حتی اینکه خیلی از دخترا با سبا دوست نمی شدن چون سبا موضع بدی نسبت به دخترا می گرفت.
در اصل با تنها دختری که خوب تا میکرد من بودم. قیافه سبا خاص بود، خاص بودن قیافه اش باعث شده بود که من به سمت سبا کشش خاصی داشته باشم، ظرافت زنانه قیافه اش و ابهت مردانه ی نگاهش باعث این عمل می شد؛ سبا چشمایی مشکی و کشیده داشت و مژه های تقریبا پر پشت و ابروهایی بلند اما نه زیاد پهن و تو ذوق زن، بینی سبا سال قبل تو دعوا شکسته بود، تقریبا سه ماه از دوستی ـمون می گذشت که سبا سر من دعواش شد.
هیچ وقت اون صحنه رو یادم نمی ره، با سبا داشتم به باشگاهش می رفتیم اون روز مسابقه باشگاهی داشت، یه مسیری رو داشتیم پیاده می رفتیم که اتفاقا چون مرکز خرید هم اون نزدیکی بود خیلی شلوغ بود و تردد مردم زیاد بود. طبق معمول سبا تند تند با قدم های بلند راه می رفت و منم تقریبا دنبالش می دوییدم ولی اون لحظه یه آن سبا توجهش به بوتیک مردونه ای که در مسیرمون بود جلب شد و منم از خدا خواسته ایستادم تا نفسی تازه کنم.