دانلود رمان آرگه جلد اول و دوم pdf از باران و آرگه برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
کفشامو پوشیدم و سوار آسانسور شدم از خونه اومدم بیرون. هوف بازم مدرسه معلوم نی کی از دستش خلاص بشم. امسال سال آخرم بود رشتمم نقاشی هنرستان. با اینکه به رشتم خیلی علاقه داشتم ولی اصلا از فضا مدرسه خوشم نمی اومد. یه مشت دختر نچسب دست خودم نبود با هیچکی حال نمیکردم. از هیچکی خوشم نمی اومد و فقطم یه دوست واقعی داشتم….
تو همین فکرا بودم که دیدم سرویسم نیست؛ فکر کنم جام گذاشته چه خوبتر! تصمیم گرفتم یه ماشین بگیرم و بقیشو پیاده برم اصلا مهم نبود دیرم میشه یا چی. خب حقیقتا بهار بود و واقعن دوست نداشتم بیخیال قدم زدن تو این هوا خوبش بشم، یه ماشین گرفتم عمدا از یه جایی به بعدش پیاده شدم تا بقیه مسیرمو پیاده برم. تو راه مدام فکرم می کشید سمت تخیلات دیشبم واقعا ممکن یه آرام بیاد به آرامی خود آرام تو زندگیم!
اا آرگه چرت میگیا! اونا فقط یه تخیلات مسخره خودت بود. من محال دیگه از کسی خوشم بیاد و نمیخوام به کسیم فک کنم دیشبم ک زد به سرم شروع کردم به نوشتن یه رمان که واقعن به اون چیزایی که درباره خودم و شخصیتم نوشته بودم خندم میگیره. تا حالا اینقد احساسی نشده بودم مگه همین دیشب که اونم تو رمانم.
دیگ نزدیک مدرسه بودم. رفتم تو حیاط از دور حسینی میدیدم پشت پنجره که داشت برام خط و نشان میکشید. الهی! این اینقد ک حرص میخوره شیرش خشک نمیشه؟
حسینی: به به آرگه خان میذاشتی یه ساعت دیگ میومدی.
آرگه: تو فکرم بود.
حسینی: من باید حتما با والدینت صحبت کنم سر وقت برای این بی نظمیو بی انظباتی و بی ادبی و گستاخیتون.
آرگه: خودمم تاکید میکنم حتما.
حسینی: کلاس آرگه!
آرگه: اوقاتتون خوش خانوم.
رومو برگردوندم ولی حدس زدن قیافه برزخی حسینی از پشت سرم خیلی سخت نبود. پوزخند زدم خیلی ریلکس از پله ها اومدم بالا رسیدم جلو در قبل در زدنم صدا بفرمایید آرگه معلم از کلاس شنیدم. انگار برای همشون شده یه عادت…