دانلود رمان آشور pdf از نیلوفر قائمی فر برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
سمر دختر یکی از اقوام ترک است که طبق رسم هاشون، مجبور به ازدواج اجباری با آشور میشه. ازدواج اجباری ای که سرانجامش به عشق آتشین و سوزان ختم میشه اما بعد ازدواج سمر متوجه رفتارهای غیرعادی و خشم بی اندازه آشور میشه و….
موهای مشکی که به سمت بالا داده بود، پیشونی نسبتا بلند داشت … ابروهایی که زیاد زخیم نبود و نه نازک و نه کوتاه بود، و … و … اون چشم های منحصر به فرد گرگیش … اونم نه هر گرگی، گرگ کوهستان! … بینی ای که ایراد داشت، ولی ایرادشو رفع کرده بود و الان تراشیده بود و این به لطف سری بود که با ضرب توی صورت استاد دانشگاه من کوبیده بود و دماغش شکسته بود، چون دماغش با پیشونی استاد من برخورد کرده بود.
اما همچنان در بالای استخون بینیش پهنا داشت … فاصله ی بین بینی و لبش زیاد بود و برای همین همیشه حتی در حد یه ته ریش کوتاه: ریش داشت، دهنش بزرگ بود و لب های نسبتا پهنی داشت … عجیبه ولی هلال بالای لبش انگار به اون دهن بزرگ جلوه داده بود … همه ی اینا اجزای روی یه صورت بیضی که فکش زاویه دار سوار شده بود.
وارد اتاق شد … توی اتاق عمه فریبا و مارال دخترش همراه زهرا دختر عمو خسرو بودن اما نگاهش به من بود … اونطوری که همیشه نگام میکنه … صاف می ایسته و سینه ستبر کرده و سرش بالاست … جوری که چونه اش موازی زمین قرار میگیره و میتونم سیب گلوشو ببینم … نگاهش صاف توی چشمامه … انگار نگاهش خرده شیشه های سرتیز داره … هر تیزی یه جای بدنم فرو میرفت … وحشت اینکه بفهمه و بو ببره که جریان یک تصادف ساده نبوده …