دانلود رمان من سرکش pdf از شایسته بانو برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
متین السادات موحد برخلاف عقاید فکری و فرهنگ خانوادگیش توی قشری از جامعه شروع به کار می کنه که موضع گیری چندان مناسبی نسبت به تفکرات، پوشش و به طور کلی خط مشی دینی اش ندارن … و همین باعث میشه آزمایش بزرگی پیش روش قرار بگیره … آزمایشی که … یه دختر محجبه که تو یه شرکت مد طراح میشه…
چادر سیاهم رو که تازه اتو کشیدم با دقت تا میکنم و بعد از زدن عطر گل یاسی که مامان مونسم از مشهد برام آورده بود، میذارمش توی کمد تا برای فردا آماده باشه … برای چند ثانیه بی هدف وسط اتاق وایمیسم .. این استرس لعنتی امونم رو بریده .. دوست داشتم با راضی یا مرضی یکم حرف میزدم تا آروم شم ..ولی امان از این قفلی که به لبهام بود … نفس عمیقی میکشم و با یه قدم سنگیم خودمو به تخت میرسونم و تقریبا روش ولو میشم ..
موهای بلند مشکی نمدارم مثل همیشه دورم رو میگیره و منم بی اختیار یه دستش رو به بینی ام میبرم و بو میکنم … با پیچیدن بوی تمیزی موهام بی اختیار لبخند میزنم و به پیچک روی صندلی لهستانی گوشه اتاق که یادگار خانم جون خیره میشم … انگار همین دیروز بود که روی همین تخت نشسته بود و موهامو نوازش میکرد … چقدر دلم براش تنگه …کجاست که ببینه نوه اش لیسانسیه شد و داره میره سر کار … و غر به جونم بزنه که مادر … کار بیرون مال مرده ….
بازم ترس برم میداره … نفسم رو محکم میدم بیرون … همزمان با باز شدن در سر برمی گردونم …
– متین سادات ؟؟؟ مامان جان چرا نمیای شام ؟ چند دفعه صدات کردم …
لبخندی میزنم و سریع از جام پا میشم …
– ببخشید .. نشنیدم …
میام از جلوی مامان رد شم که با آرامش خاصی دستم رو میگیره و میگه …
– من راضی نیستم به خاطر ما بری سرکار…