دانلود رمان اکالیپتوس pdf از سبا سالاری برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
شاهرخ، یکی از بزرگ ترین مافیای دبی به دنبال شخصی ست تا اسناد دزدیده شده اش را پس بگیرد… و در این بین، چه کسی بهتر از صحرا؟ دختری که در قلب خطر بزرگ شده است..
بدون هیچ حرف دیگری سرش را برگرداند و به سمت پله ها رفت نفس عمیقی کشیدم و پشت سرش به راه افتادم … سعی کردم استرسم را فراموش کنم و تمام حواسم را روی این نکته متمرکز کنم که در این تاریکی از پله ها کله پا نشوم … دیشب به اندازه کافی صدمه دیده بودم … به در سوم که رسیدیم صدای مرد را شنیدم : همینجا منتظر باش ، از جات تکون نمیخوری … فاصله که کمتر شده بود تازه توانستم پرونده در دستش را تشخیص دهم تقه ای به در زد وارد شد و بلافاصله در را بست.
اه حتما باز یک ساعتم اینجا باید معطل شم … از همان لحظه اول که یاشار سعی کرده بود از این ماجرا دورم نگه دارد خوب فهمیدم این کار با قبلی ها فرق دارد … از جیب سویشرتم آدامسی بیرون آوردم و همانطور که به طرف دهنم میبردن از خودم پرسیدم : مگه مهمه؟ البته که نه… مهم اینه پول خوبی توشه حداقل چند وقتی از دست ریزه کاری های سلمان و شیخ راحت میشم.
یاشار گفته بود بحث قاچاق و دزدی نیست گفته بود خطرناک است و از پسش بر نمی آیم گفته بود اگر قبول کنم و آن ها هم قبولم کنند دیگر راه فراری نیس صدای باز شدن در و پس آن صدای مرد آمد که گفت : میتونی بری تو … بدون ترس وارد شدم …