دانلود رمان حریص pdf از مژگان فخار برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
بیا و ببین چه حریصانه در پی خواسته های خود هستم. گذر ثانیه ها را به نظاره نشسته اند و در پی آمال و آرزوهای خود هستم. هر آن بی قرارم و بیدار. هر آن در پی سرنوشت عجیب خود هستم. سرنوشتی که عجین شده با گذشته ام، با گذشته مرد زندگی ام و بازی های روزگار.
آدامس رو توی دهنم می چرخونم و با لج می جومش. با پوزخندی که روی صورتم داشتم، به شهلا که مشغول پوشیدن لباس رو تن آرمیتا بود، نگاهی می اندازم.
– وقت کردی بازم به ما سر بزن.
– شبنم متلک ننداز.
– متلک چیه، والا تو و شمیم از وقتی قاطی خروسا شدین، انگار نه انگار خانواده ای دارین.
– تو از زندگی مشترک، از شوهر و دردسر بچه چی می فهمی؟ من هر هفته که نمی تونم این همه راه رو گز کنم و بیام اینجا.
با گفتن (باشه بابا)، از صندلی کامپیوتر قراضه اتاقم بلند میشم.
– مادر مراقب خودتون باشین، آقا سهراب آروم رانندگی کنین، شبه، جاده خطرناکه.
بالاخره با سفارش های مامان، شهلا و خانواده اش به شهر خودشون راهی می شن.
– شبنم، مادر جونف در رو قفل نکن. بابات نیومده هنوز.
– نمیاد امشب.
– واه. چرا؟
به چشم های گرد شده مادر ساده خودم زل می زنم و با قورت دادن آدامس، میگم:
– حتما امشب هم بساط دارن با رفقا!