دانلود رمان صیغه ارباب pdf از ونوس برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
رادمهر ارباب خشن و مغرور عمارت آریانفر، یه پدر جوون و خوشگذرونه که به دنبال مادری برای پسر چهارساله شه، سراغ دخترای زیادی میره و رو هر کدوم یه عیبی میذاره تا اینکه لادن رو میبینه و صیغه اش میکنه و …
_این کیه ؟_همونی که میخواستی پوزخندی بهش زدم و گفتم: خوبه سلیقتو دوست دارم_میدونم خوشت امده_عصر می برمش صیغش میکنم باید بیاد عمارت سر تکون داد و گفت: هرکاری میخوای بکن مال تو خواست بره که گفتم: دختر خوبیه؟…نیش خندی زد و گفت: آره نگران نباش سر تکون دادم و اونم رفت،نگاهی از سر تاپاش انداختم،بدنبود یعنی قابل تحمل بود ! با صدای سرد و خشک گفتم: بشین….
مادرم بود ولی اون اینجا چیکار میکرد برای چی اومده بود چرا بعد از این همه مدت به اینجا اومده بود یک قدم نزدیک تر شدم که صداش واضح تر میومد :_ارباب به دخترم رحم کنید اون هنوز کوچیکه من نمیخوام خون بس ارباب کوچیک بشه! با بهت بهش خیره شدم چرا داشت التماس ارباب رو میکرد چخبر شده بود مگه اینبار داداشم چیکار کرده بود یعنی بخاطر خواهرم داشت اینجوری التماس می کرد.
پس چرا بخاطر من کاری نکرد برای یک ثانیه وجودم پر از نفرت شد تموم لحظه هایی که ارباب تحقیرم کرد و کتکم زد اومد جلو چشمم با مشت کردن دستم سعی کردم آروم باشم _ارباب تو رو خدا رحم کنید به دخترم. با دیدن مادرم که روی پای ارباب افتاده بود و داشت التماس می کرد اشک تو چشمام جمع شد دلم نمی خواست مادرم هیچوقت خودش و انقدر کوچیک کنه یک قدم به جلو برداشتم که صدای عصبی ارباب بلند شد: _بلند شو!