دانلود رمان آوانگارد pdf از سرو روحی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
روایت دختری مستقل و خودساخته ای است که سعی دارد یک نمایش کودکانه را به سن ببرد و شانسش را در تئاتر کودک و نوجوان بسنجد. دختری ازجنس مهربانی که برای رسیدن به موفقیت باید تن به هرچیزی بدهد … اما در این بین آشنایی با یک پزشک مغرور و جذاب که نقش حامی او را در این راه بازی میکند، همه چیز را دگرگون می سازد …
هر چیزی به نظر من پوسته ای دارد و به محض شکستن پوسته، هسته ای درونش است، که این هسته ذاتی دارد، این هسته ممکن است شیرین باشد یا تلخ، “منزل جدید” یه پوسته ی زیبا و هوس انگیز بود و هسته اش تلخ و گزنده و عجیب بود … من ظاهر فریبنده اش را ندید می گرفتم … اینجا اتاق خوابی مستقل داشتم، تخت یک و نیم نفره، پرده های یاسی کبود که به ربان نقره ای مزین شده بودند.
رو تختی مخملی زیبای بادمجانی و میز تحریر سفیدی که جایگاه قاب عکس هایم شده بود من میلی برای برداشتن هیچ عکسی توی خودم نمی دیدم … مهمترین قسمت این اتاق دیواری است که سراسر آینه بود، این جایزه ی شاگرد سوم شدنم در دبیرستان بود، زیباترین و عجیب ترین و تنها جایزه ای که بابت دوران تحصیل گرفته بودم …من با رنگ ویترای رویش تصاویری که به به ذهنم می رسید می کشیدم … یا هر جمله ای که به ذهنم زیبا می آمد یا توی دهانم خوب می چرخید.
انگشتم را روی شعر سهراب کشیدم و صدای پدر توی گوشم نشست: به فکر آینه ای؟ میخای به اوستا محمد سفارش بدم بیاد ابعاد اتاق و اندازه بگیره؟ … این یک باج بود یا شاید حق السکوت یا جایزه برای بهترین نمره؟ من دانشگاه را تمام کرده بودم پدر! … به سمتش چرخیدم: مگه موقتی نیست؟ رنگ از صورت جوگندمی اش پا به فرار گذاشت، لب باز کرد تا بگوید …