دانلود رمان هزار فصل عاشقی pdf از شبنم سعادتی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
رویا بعد هشت ماه رابطهی عاشقانه به طور غافلگیرانهای میفهمد مردی که به او دل بسته متاهل است. بعد از آن توسط همسر مرد کلی تهمت و افترا میشنود و درگیر اتفاقی ناخواسته و عجیب میشود. همه پشتش را خالی میکنند، جز مردی که به طور ناگهانی سر و کلهاش درست وسط زندگیاش سبز میشود. مردی که بر خلاف علاقهای که به رویا دارد، وانمود میکند از او متنفر است و نیشهای زبانش درست مثل یک زنبور قاتل آفریقایی مهلک است…
چای داغش را در آخرین عصر پاییز مزه کرد و نگاهش روی میز زیبا و چشم نواز گوشه ی سالن کش آمد. تماشای میوه های رنگی و پاییزی روی میز دلچسب بود. عاشقی هم مثل زندگی هزار فصل داشت، نه بهارش ماندنی بود و نه خزانش! اصلا قرار نبود که عاشقی باغی از شکوفه های بهاری و درختان عاشقی مثل برگ های سبک بال روی شاخه ها گاهی اسیر گرمای سوزاننده ی تابستان، برگ ریزان پاییز و آبستن احساس نویی در زمستان می شد تا برسد به دست های بهار و شکوفا شود و هر بار این فصول باز دوره می شد تا هزار فصل از عاشقی را رج بزند!
یلدا نوید یک زمستان زیبا و رقم خوردن فصل دیگر از عاشقی شان را می داد. پویا کاسه ی کوچک انار دون شده اش را به دست گرفت و نگاهش بی هوا روی قاب عکس غزل روی میز خاطرات نشست. در طی این سال ها برای اولین بار نگاه معصوم دخترک غم نداشت و آرامشی عجیبی ته چشم های قهوه ای زیبایش موج می زد. ساعت کهنه ی دور مشکی اش را لمس کرد و لبخند زیبا و آرامی به دخترک توی عکس زد.