دانلود رمان پنج قدم تا تو pdf از زهرا برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
رمان پنج قدم تا تو نوشته زهرا، روایتگر زندگی آیسو، زن بیست و هفت ساله ای هست که بعد از خیانت همسر و دختر دایی اش طلاق می گیره و با نامزد سابقش که اون رو سال ها قبل ترک کرد و رفت روبرو میشه…
تیک تاک ساعت در سکوت سنگین خانه طنین انداز می شود و وقیحانه تنهایی ام را به صورتم می کوباند. گردنم را نود درجه می چرخانم و به میز غذاخوری نگاه می کنم. این آخرین تلاش های من بود. خودش نخواست! برمی خیزم و برنج یخ کرده را در قابلمه خالی می کنم. خورشت های ماسیده را در ظروف پلاستیکی قرار می دهم و در یخچال می گذارم. بعد شستن ظرف های کثیف شده آخرین نگاه را به ساعت می اندازم. یازده و چهل دقیقه!
پیشبندم را باز می کنم و به طرف راهروی اتاق ها می روم. مقابل در اتاقی که مدتی میشد پذیرای او بود مکث می کنم. دست مرددم روی دستگیره می نشیند و آن را به پایین هل می دهد. عطر مردانه اش مثل موجی سرد به صورتم می خورد و تنم را از برودتش می لرزاند. چند دست لباس، نامرتب و شلخته وار روی کاناپه ریخته است. تشک و لحاف و بالشی که کف زمین بود مثل خار در چشمم فرو می رود. چه چیز باعث میشد آن تخت نرم و گرم را به این تنهایی و خوابیدن روی زمین در این اتاق بفروشد؟ من این همه غیرقابل تحمل بودم؟!
قدم جلو رفته را به عقب بازمی گردم و در را می بندم و به اتاق خودمان…یا که نه! اتاق خودم پا می گذارم. من این اتاق را دیگر با هیچکس شریک نبودم. مسواک می زنم و خط چشم ناشیانه و رژ لب صورتی را پاک می کنم. مقابل آینه می نشینم و موهایم را شانه می زنم. موهایی که بلندیشان بیشتر از سرشانه ام نیست. دندانه ها مابین تارهای لخت از حرکت می ایستند. سرم را جلوتر می برم. دقیق به خودم نگاه می کنم. زیبا بودم؟ خودم معیاری از زیبایی نداشتم؛ اما طبق گفته ی اطرافیان بودم. پس چرا…؟