رمان سرا
دانلود رمان جدید رمان عاشقانه
رمان سرا
دانلود pdf رمان تاریکی مهتاب مریم نیک فطرت

دانلود رمان تاریکی مهتاب pdf از مریم نیک فطرت برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی

نگاهم یک دور اطرافم میچرخانم و با دست بازوهایم را بغل میکنم اتاق سردی است… شاید سردترین اتاق این عمارت خراب شده…اتاق خودم نیست ولی بد هم نیست… چه فرقی دارد…هردواتاق شکنجه گاهم محسوب میشود و امشب اینجا می توانست قتل گاه باشد… تنم از سرما میلرزد وافکارم زیادی جولان میدهد احساس میکنم اتفاق بدی در راه است، شاید بدتر از اتفاق های قبل… با این که عادت کرده ام بهشان ولی آنها همچنان دردناک اند، مثل همان اتفاق تلخ چهارسال پیش که مرا به اینجا کشاند….

خلاصه رمان تاریکی مهتاب

فلش بک :
آیکون سبز گوشی ام را لمس کردم و شیفته وار زمزمه کردم: کجایی مهراد؟
_خوشگلم من جلوی عمارتم…فقط نمیدونم چطوری باید این محافظای جلوی درو آچمز کنم …
خندیدم…ناز مخصوص به او را قاطی صدایم کردم: اگه تویی که میتونی همه محافظای ویلارو آچمز کنی…چهارتا محافظ زپرتی که برات زحمتی نیس…مگه نه؟
حس شیرین لحن عاشقش پررنگ تر میشود : دِ لامروت مگه نگفتم اینجوری اون ناز مهراد کش و قاطی صدات نکن؟ الانم دستم بت نمیرسه چه خاکی تو سرم کنم؟
دلخور تقریبا سرش فریاد زدم : باز تو اینجوری حرف زدی؟خیلی بیشعوری…
هول کرد وتند تند گفت: مهراد فدات شه غلط کردم عزیزدلم…شما جای همیشگی منتظر باش زود خودمو می رسونم .
لبخندی زدم و پرناز زمزمه کردم :باشه …

تماس را قطع کردم…سریع از پله ها پایین آمدم، پشت دیوار منتهی به آشپزخانه مخفی شدم، آن سوی دیوار گردن کج کردم تا خدمتکارها را ببینم ،سرک کشیدم، همه خیلی سریع در رفت و آمد بودند، گویا بازهم پدر مهمانی داشت، شانه ایی بالا انداختم اصلا مهم نبود…الان فقط من باید مهراد را میدیدم…پاورچین پاورچین به سمت پله ها رفتم…از پله ها که سرازیر شدم ، نفسم را از سر آسودگی بیرون دادم … خب این مرحله اول…از درویلا بیرون آمدم.

محافظ ها دورتادور حیاط را احاطه کرده بودند…پشت یکی از ستون ها مخفی شدم، یکی از آن ها جلوی ستون کنارم قدم رو می رفت. خوب دقت کردم احمد بود …پوفی کشیدم با وجود او نمیشد به ضلع شرقی عمارت رفت…صبر کردم…شاید فرجی میشد …. در دل خدا را صدا میزدم تا شاید لحظه ایی حواسش پرت شود… یاسر رئیس محافظ ها که احمد را صدا زد لبخندی زدم خیلی سریع خدا را شکر کردم.

  • اشتراک گذاری
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    تاریکی مهتاب
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    مریم نیک فطرت
  • ملیت
    ایرانی
  • ویراستار
    سایت رمانسرا
  • صفحات
    1626
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 1,569 بازدید
  • برچسب ها:
مطالب مرتبط
موضوعات
ورود کاربران

کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان سرا " میباشد.