دانلود رمان اینجا زنی نفس می کشد pdf از فاطمه رنجبر برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
در داستان زیبای این رمان، مانلی دختر بی پروای بیست و دو ساله ای که قسم خورده از عشقش خشایار هخامنش به خاطر مرگ پدرش انتقام بگیره، مرد چهل و چهار ساله ی خشنی که مانلی توی دستاش بزرگ شده…
اگر لرزش خفیف تنم را نادیده می گرفتم، امروز حال جسمم بهتر بود، روحم اما مانند هیزمِ رو به رویَم به آتش کشیده می شد و لحظه به لحظه، آرام آرام خاکستر می شد. می دانستم که زنده خواهم ماند؛ مونس می گفت این نیز می گذرد اما بخشی از من نیز با آن می گذشت. صدای تیک تاک ساعتِ ایستاده ی خانه در طنین برخورد عصایش بر زمین ادغام می شد، با ضربه زدن بر زمین به خودش آرامش می بخشید و من ضربه ها را جایی در میان مغز و اعصابم حس می کردم.
خیره به قرمزیِ آتشی بودم که عجیب امروز سفی دیِ چشمانم همرنگش شده بود.اگه من بودم یه سناریوی جنایی می چیدم. صدایش را دوست داشتم، هنگام که برای دل بی نوایم الههی ناز می خواند. چشم های بی روحم نگاه پر نفوذش را نشانه گرفت. -شاید عاشقش بوده و جواب نه شنیده. بر عکسِ او صدا ی من از گلو بیرون نمی آمد. از نظر من اما گروگان گیری گزینه ی بهتری نسبت به عشق بود؛ دلم عاشق بودنش را تاب نمی آورد.