دانلود رمان ملکه در لباس زیر pdf از پنلوپه اسکای برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
الهه به دنیا گفت که اون چه احساسی نسبت به من داره. به جای خوشحالی، احساس وحشت کردم. این چیزی نیست که من میخوام. این طوری نبود که رابطه ما باید می بود. من همه چی رو تموم کردم چون چاره دیگه ای نداشتم. اما تقلا می کنم که با بدبختی خودم کنار بیام. در یک تخت خالی بدون اون در کنارم بخوابم…(جلد چهارم مجموعه لباس زیر).
خشم من دو روز طول کشید.
من از همه چیز عصبانی بودم. من عصبانی بودم که رابطه ما رو با اعتراف احساساتش به عموم خراب کرده بود. من عصبانی بودم اون متهمم کرد که منم در مقابل، اونو دوست دارم. و من مخصوصا در مورد آخرین حرفی که بهم زده بود عصبانی بودم، این که پدر و مادرم از من نا امید میشن. اون دقیقا میدونست چطوری دست روی نقطه ضعفم بزاره.
با توجه به خشم و عصبانیتم،من اونو از خونه بیرون کردم. من دیگه اونو توی رخت خوابم نمی خواستم. نمی خواستم اون توی خونه ام باشه. من می خواستم هر مدرکی رو که از خودش بجا گذاشته رو پاک کنم. می خواستم از اینجا بره. می خواستم خاطراتم رو با اون از یاد ببرم. من اونو دوست نداشتم و بهش هشدار دادم که منو دوست نداشته باشه. حالا دنیا فکر میکرد که ما با هم خوشبخت هستیم و من عاشق این زن هستم. وقتی که همش دروغ بود.
از وقتی که اون رفت، من به اتاق خواب خودم نرفته بودم. من در اتاق مهمان موندم و از لباسهایی که دانته از مغازه برام خریده بود استفاده می کردم. هر چیزی که می پوشیدم جدید بود و این جایگزین بهتری بود که توی اون اتاق وحشتناک پا نذارم.