دانلود رمان زوال موج ها pdf از پروانه قدیمی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
این کتاب روایتگر ماجرای زندگی دختری جوان به نام آتوسا است که از چشیدن طعم محبت بی بهره بوده و به دلیل جدایی پدر و مادرش سال ها است همنشین پیرزنی هفتاد ساله یعنی مادربزرگش شده، او از طریق یکی از دوستانش در شرکتی مشغول به کار شده که برسام یکی از مدیران آن است، پسری جذاب که دل هر دختری را می برد و در این میان او تلاش دارد توجه آتوسا را به سوی خود جلب کند. با توجه به مهارت ویژه ای که از آن برخوردار است خیلی زود دل آتوسا نرم می شود؛ اوضاع به ظاهر خوب پیش می رود اما همه چیز با ورود دوباره شهرام به زندگی دختر دستخوش تغییر می شود. پسری که روزی رابطه ای عاشقانه با آتوسا داشته… اما این تنها مسئله ی مشکل ساز نیست، به مرور زمان آتوسا متوجه می شود که در دل رفتارهای برسام چیزی غیر از عشق جای خوش کرده است.
خسته از یک روز کار کد نویسی و زل زدن به صفحه ی مانیتور، کامپیوتر را خاموش کردم. با عجله کیفم را روی دوشم انداختم و به هدی اشاره ای کردم و گفتم:
– هدی بجنب با این ترافیک معلوم نیست کی برسیم.
هدی ابروی راستش را بالا داد و با حیرت گفت:
– اوغور به خیر… به سلامتی کجا؟
اخمی کردم و گفتم:
– دیوونه خونه، کجا رو دارم که برم؟
هدی خندید و با بالا انداختن چشم و ابرویی برای الهام گفت:
– الهام تو با ما نمیای؟
الهام مثل همیشه پکر و ناراحت چادرش را روی سر انداخت و نفسش را با حرص بیرون داد وگفت:
– کجا بیام؟ الان میرغضب اون پایین منتظرمه… حواست نیست امشب مراسم داریم. تا الانشم زیاد موندم. می ترسم صدای بابام در بیاد.
هدی پوفی کشید و با خشم گفت:
– خاک برسرت کنن که نمی تونی از حقت دفاع کنی. اون از بابات اینم از نامزد عتیقه ت… هنوز یه سال نشده عقدش شدی اینه حال و روزت وای به حال وقتی بری سرخونه و زندگی خودت.