دانلود رمان نغمه ماندگار pdf از پاتریشیا ویلسون برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
کری استوارت با بی میلی و اکراه به لندن برگشت. اونجا با خاطرات تلخ گذشته رو به رو میشه. تو اونجا اون با متیو سیلور آشنا شده بود. چهار سال بعد دوباره ملاقات با اون، اصلا اتفاقی نبود. اون حوادث رو دستکاری کرده بود تا کری رو به برتری و توان بخشی خودش برگردونه و متوجه شد که کری معشوق مهربان و با ملاحضه ای که میشناخت، به یک بیگانه بی احساس و سر سخت تبدیل شده بود. مت هنوز اون رو به خاطر فروپاشی رابطه اشون سرزنش میکرد، اما مت تنها کسی بود که ترکش کرده بود…
به محض اینکه هواپیمای بزرگ شرکت پرامیتوس به سرعت در لندن به پرواز در اومد، کری احساس میکرد که از ترس و وحشت قبض روح شده. مدت ها بود که اون این احساس رو کرده بود و به هیچ وجه این ترس فیزیکی نبود. این یه اضطراب خفه کننده و بزرگ بود. این یه احساس ترسناک بود که اون قادر به مقابله باهاش نبود. قادر نبود دوباره با چیزهای آشنا روبرو بشه. چهار سال، و فقط منظره انگلستان
باعث شد که دوباره هجوم درد کور کننده ای دورنش ایجاد شه. درد رو در یک عجله چشمگیر به عقب برگردوند. انگار که زمان از دست رفته بود و هیچ گذشت زمانی وجود نداشته، انگار که هنوز جوان بود و توی عشق و عاشقی هنوزم دلبری می کرد. “نگاه کن ! مامانی، نگاه کن ! لندن “صدای هیجان زده، دست های کوچیکی که آستین لباسش به تنش زار میزد و جمایی که خواستار توجه اون بود. همانطور که آستین
لباسش رو می کشید به طور ناگهانی ای کری با صدای زنانه و کم جون اون از خیال پرید. تقریبا ُتن صداش یکسان و قاطعانه و یه خورده بلند تر بود. روی صندلی جلویی به اون ملحق شد. “ملکه اینجا زندگی میکنه. عمو آلن اینجوری بهم گفت. اون میدونه که ما میایم ؟” پسر عموی کری از صندلی جلویی به اون نگاه کرد تا بهش پوزخند بزنه. “بیا امیدوار باشیم که اینجوری نباشه، اون مشکلات خودش رو داره”.