دانلود رمان رخ سوخته pdf از اعظم فهیمی برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
داستان این رمان درباره دختری است که از چهره زیبایی برخوردار نیست. اما طی یه درگیری لفظی تو صورتش اسید می پاشن و بعد دوسال با یه چهره بینهایت زیبا و دلنشین بر میگرده تا انتقامی سخت بگیره …
لپتاپ را باز میکنم، چشمم به ایمیلی که فرستاده است، می افتد.
-میخوام ببینمت، خواهش میکنم نه نیار، دوست دارم دختری رو که دلمو برده از نزدیک ببینم، ساعت پنج تو کافی شاپ ارغوان منتظرم، میبوسمت عزیزم…
همینطور که چشمانم به متن پیام دوخته شده است، زیر لب میگویم:
-ههه… دلشو بردم… خوبه… همینو میخواستم!
مقابل آینه می ایستم و به چهره ام که زیر باندهای سفید پنهان است، نگاه میکنم و با نفرت می گویم:
-باید زجری رو که من کشیدم شماهام بکشید، تلافی میکنم، تمام بلاهایی رو که سرم آوردین تلافی میکنم!
عصبی و بی قرارم، شاید یک سال باشد که این حال را دارم، یک دختر ناامید و در عین حال افسرده که تنها یک موضوع سر پایم نگاه داشته و آن چیزی نیست جز… انتقام!… آبی که روی آتش دلم ریخته شود تا زجر این مدت را از ذهن و دلم بشوید و خلاصم کند، تنها آن روز است که می توانم نفس آسوده ای بکشم، رسیدن به آن لحظه برای من بهشت برین است!
نفس عمیقی می کشم و روی صندلی می نشینم، هنوز چند ساعت تا زمان قرار وقت دارم، به گوشهای خیره میشوم و ذهنم میرود به پنج سال گذشته! زمانی که دختر شانزده ساله ی ساده ای بودم. در اوج نوجوانی، روزهایی که تازه داشتم میفهمیدم رابطه با جنس مخالف چیست، روزهایی که پچ پچ همکلاسی هایم را می شنیدم که می گفتند:
-امروز امیر بالاخره بهم پیشنهاد داد!
دیگری میگفت:
-دیروز با مامانم بیرون بودم پسره افتاده بود دنبالم، وای اونقدر پیله بود که مامانم بهم شک کرد.