دانلود رمان گناه شیرین pdf برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
این رمان در مورد دختری به اسم باده است که تو شرکت عموش مشغول بکاره تا اینکه شایان، پسر عموش…از خارج بر می گرده و با دیدن باده باعث ایجاد یک رابطه آتشین میشه که…رابطه ای که رمان رو به داستانی بزرگسال و خواندنی درباره پسر عمو و دختر عمو تبدیل کرده است.
آب سرد باعث میشد تا همه افکارم ازهم باز بشن و دور بشن! جوری که دیگه به هیچ چیز دیگه فکر نمی کردم و فقط خودم بودمو خودم! بعد یه طولانی که خستگیم رو در کرد، حوله تن پوشمو پوشیدم و نشستم جلوی میز آرایشم. کمی لوسیون برداشتم و زدم به بدنم. پیراهن کوتاه آبی رنگی پوشیدم با یه ساپورت مشکی، حوصله آرایش کردن نداشتم. موهامو با سشوار خشک کردم و بالای سرم جمع کردم. عطرم رو کمی به گردن و مچ دستام زدم و از اتاقم خارج شدم.
با دیدن سینا داداشم لبخند بزرگی زدم و پریدم بغلش. دستاشو دورم حلقه کرد و گفت:
“چطوری توله؟ خیلی وقته ندیدمتا. همش یا شرکتی شباهم که میای یه چیز تنهایی میخوری و بعدش خواب! خودتو انقدر خسته نکن عزیزم”
لپشو بوسیدم و گفتم:
“منکه میام شما رو نمی بینما خان داداش. مشخص نیست مشغول کدوم دختری هستی!”
آروم خندید و گفت:
“بعد یادم بیار باهم صحبت کنیم به کمکت احتیاج دارم”
چشم بلند بالایی گفتم.
همزمان صدای زنگ آیفون بلند شد.
سپیده خواهرم که دوسالی از خودم کوچیکتر بود با شنیدن زنگ ایفون از اتاقش خارج شد. اونم مثل من یه پیراهن کوتاه مشکی پوشیده بود و با یه آرایش فراوان بی خیالش شدم و وارد آشپزخونه شدم و لیوان آبی خوردم. بذار همه بشینن بعد میرم احوالپرسی. اینجوری خیلی بدم میاد همه هجوم ببریم جلوی در پیشوازشون! با یاداوری شایان و لباسی که موقع رفتن بهم داده بود، آب جست تو گلوم و به سرفه افتادم. اوه من یادم رفت لباسه رو بپوشم!