دانلود رمان مرد ناخلف من pdf از زمرد برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
در رمان جذاب و خواندنی مرد ناخلف من، جدالی بین عشق و هوس را می خوانید. جدالی که نویسنده آن به خوبی توانسته آن را توصیف کرده و بر روی کاغذ بیاورد. داستان دختری که از بچگی به عقد مردی از جنس خشونت در میاد، بدون اینکه خودش بدونه…
مشغول چک کردن پی ام های موبایلم بودم که آرتان زیرگوشم گفت: به گمونم انگشت اشارشو سمت تو گرفته. بی خبر از همه جا سرمو آوردم بالا به روبه روم خیره شدم، اون مبارز غول پیکر انگشتشو سمته من گرفته بود که به محض اینکه باهش چشم تو چشم شدم غرید: آره با توام. من میخوام امشب با تو بجنگم.
آرتان: انگار خیلی مصممه غول تشن، حتی نور صحنه رو انداختن سمته ما
مبارز: پس معطل چی هسی؟ چیه؟ نکنه خودتو خیس کردی؟
صدای آشوب مردمو از پشت سرم می شنیدم که چطور تیکه می انداختن.
مبارز: می دونستم تو ترسوتر از اون چیزی که فکر میک ردم هستی، اصن تو یه بزدل بی پدر و مادر و چه به مبارزه با من؟! ببینم نکنه از مامانت اجازه نگرفتی؟
آرتان: به حرفاش گوش نکن آسا، مرتیکه میخواد تحریکت کنه، به نظرم کسی اجیرش کرده پدرسگه گولاخو. اونطور که بوش میاد کاسه ای زیر نیم کاسه است. حیوون سگ صفت حالیش میکنم بی مادر کیه! هرکی هس خوب تونست تحریکم کنه. یه ضرب از روی صندلی بلند شدم. کت اسپرتمو به علاوه پیراهن سفید و ساعتم و دراوردم. پرت کردم رو صندلی. قبل از اینکه حرکتی کنم آرتان محکم مچمو گرفت و گفت: چیکار میکنی پسر مگه دیوونه شدی؟ میخوای با این غول بی شاخ و دم بجنگی فقط 200 کیلو وزن و دو متر و 20 سانت قدشه، در عرض یک ثانیه لهت میکنه!