دانلود رمان در برابر یخبندان pdf از سین بانو برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
دستم را با دستمال مخصوص گاز پاک کردم. خوب بود که خاله فروغ از عاداتم خبر داشت. بماند که همیشه دست به کمر می زد و می گفت: فقط وقتایی که تو اینجایی از این بساطا داریم وگرنه خود من گیج می شم کدوم دستمال برای کدوم کار بود. به ردیف دستمالهای روی کانتر دست کشیدم، خوب بود که خاله محدودم نمی کرد و اجازه می داد با لذت و بدون ناراحتی توی آشپزخونه اش آشپزی کنم….
از داخل آشپزخانه سرکی به پذیرایی کشیدم، خاله تمام حواسش به سریال در حال پخش بود. پیازچه های برش خورده را به همراه سیر و زنجفیل داخل تابه ریختم. کمی فلفل، بعد هم گوشت های نواری برش خورده را اضافه کردم. با قاشق چوبی محتویات داخل تابه را چرخی دادم. قاشق چوبی را روی پیش دستی کنار گاز گذاشتم. صورتم را کمی جلو بردم و عمیق بو کشیدم. عطر خوش فلفل، زنجفیل و بوی تند و تیز سیر سرحالم آورد. به طرف کدو و فلفل دلمه های قرمزرنگ داخل سینک رفتم.
چندبار دیگر هم زیر شیرآب فلفل ها را شستم. با شنیدن صدای قدمهای خاله سرم را بلند کردم و با لبخند نگاهش کردم که کنار ورودی آشپزخونه به ستون تکیه داده بود و با محبت نگاهم میکرد.
_ خودت رو موقع آشپزی دیدی؟ انگار داری میرقصی. دامن پیراهنت دورت موج برمی داره، دستات انگار با یه آهنگ خاصی حرکت میکنه. مطمئنم اگه اون روسری رو هم که سه دور دور سرت محکم کردی باز کنی. موهاتم مثل خودت تو هوا میچرخن…