دانلود رمان لذت هم آغوشیت pdf برای اندروید و کامپیوتر و PDF و آیفون، با لینک مستقیم با بهترین فونت نسخه اصلی
این رمان درمورد پرستاری به نام نازیست که دختری علاقمند به برقراری ارتباط و بودن با پسرهاست و باهاشون چت میکنه و در همین حین با دکتری تازه وارد چت بزرگسال داره و ارتباطی مخفیانه رو شروع می کنه …
سرم خیلی درد می کرد. یه سردرد خفیفی داشتم. دستمو به سمت ساعت بردم و خاموشش کردم و دوباره خوابیدم. که یادم افتاد امروز شیفت دارم. یه لعنتی زیر لب گفتم و بلند شدم که بادیدن وضعیتم، دیشب یادم افتاد؛ برای اولین چتی بود که داشتم. این قدر برایم خوشایند بود که به برجستگی های بدنم یه دستی کشیدم و به دیشب فکر کردم و بااون حس بدنم گر گرفت. از روی تخت بلند شدم و به سمت حموم
رفتم با همون لباسای دیشب زیر دوش رفتم و شروع به در آوردن لباس هام کردم و زیر دوش یه دستی به بدنم کشیدم که خیلی زود وسوسه می شد. سریع یه دوش گرفتم و حوله رو پیچیدم دور خودم و از حموم اومدم بیرون. به سمت کمد لباسام رفتم و یه ست گذاشتم روی تخت همراه با یه مانتو آزاد و یه شلوار لی. شروع به پوشیدن لباسام کردم. شالم رو سرم کردم و به سمت میز آرایشی رفتم و یه رژ قرمز کشیدم
روی لبام و از اتاق زدم بیرون. کفش هام پوشیدم و به سمت آسانسور رفتم. که دیدم همسایه بالایمون که یه پسره چشم چران بود، یه دختره رو توی آسانسور گیر انداخته و شروع به بوسیدن می کنه… یه بیشرفی گفتم چشمم از اونا گرفتم و به سمت پله ها رفتم واز ساختمون زدم بیرون و سوار ماشینم شدم به سمت محل کارم رفتم. ماشینمو پارک کردم و بسمت بیمارستان رفتم و به سوی بخش. با دیدن همکارام…